https://blog.ir/panel/a-ghannadian/template_edit/current

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

........... بسم الله الرحمن الرحیم ...........

این جــا کلبــۀ کـــلام و رشـحات قـلمی من است. روزنگاشتــه‌های این جــا نوعاً کوتاه و مختصـر است که گـهـــگاهی رنگ دیانت بـه خــــود می‌گــیرد، گــــاهی با بـوی سیاست عجـین می‌شود، گــاهی بـه مسائل تربیتی و رخــدادهای زنــدگی می‌پردازد، گــاهی با حس و حال خـانواده و سبک زندگیِ مؤمنانه می‌درخشـد و در پـاره‌ای اوقـات نیـز با الفـاظ شاعرانه به وادی ادب و هنر اصیل این مـرز و بوم ورود می‌کند...
یادداشت‌ هـای این وبـلاگ گــاهی با طعــم واژه‌هایی از جنس سپیده و سحر می‌آمیزد. گاهی با صبغــۀ فـرهـنگ و اخـلاق نگاشتــه می‌شود و گـــاهـی نیــز با تیـشۀ عـقـــل و اندیشه، ریشه‌های جـهل و خرافه را هــدف می‌گیرد
نویسنده این وبلاگ خود را مدیون شهیدانی می‌داند کـه در روزهای عسرت و گــلولــه و خون مردانه جنگیدند و از حریت و استقلال و آزادی کـشور حـراست کـردند. از ایـن جـهت تـلاش دارد تا از تجـلیــل و نکــوداشت یـاد و حماسۀ آن‌ها نیز غفلت نورزد و هـر از گاهی با قـــلم صـداقت و مـهر، یاد و نام و خــاطرۀ شهامت و اخلاصشان را زینت‌افـزای صفحات این وبـلاگ کـند. باشد تا یادشان جاودانـه و راهشان ماندگار شود.
هــیـچ یــک از سیـاهــه‌ هــای ایـن وبــلاگ، کـپی‌پـیست نیست. امـــا کـپی بـــرداری از مــــطالب ایـن‌جــــا با ذکــــر مـنبــع و آدرس بــلامـانـع است...
پیشنهادها و نـقـدهــای منصفـانۀ دوستان و کاربـران عـزیز را پذیرایم،
از کامنت‌های چالشی و پرسشی عزیزان استقبال می‌کنم. ولی با عرض پوزش از پاسخ بـه کامنت‌هـای ناشناس معذورم. به کامنت‌های بدون آدرس هم در صورتی که آشنا نباشند پاسخ داده نخواهد شد.

بایگانی
شنبه, ۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۴۰ ب.ظ

تلخ و گزنده (5)

آفـت بـزرگ:

این‌که طلاب علوم دینی و روحانیون، شغل دولتی داشته باشند و یا به‌هر عنوان دیگری کارمند دولت محسوب شوند، به نظرم یک آفت بزرگ و یک ظلم فاحش است. آفت بزرگی که هم وزانت و وجاهت علمی روحانیت را آسیب پذیر می‌کند و هم عزت نفس و مردمی‌بودن آن‌ها را از بین می‌برد.

 اصولاً اشتغال طلبه در مشاغل دولتی (چه مشاغل اداری و اجرایی باشد چه مشاغل سیاسی و قضایی) با هدف اصلی طلبگی مغایرت دارد. به دو دلیل:

  • سرگرم شدن به کار اداری، رشد علمی آن‌ها را به کندی و انحراف می‌کشاند و توفیق تعلیم و پژوهش و هدایتگری را از آن‌ها سلب می‌کند.
  • وقتی یک طلبه یا روحانی وارد مشاغل دولتی می‌شود، دیگر نه طلبۀ به‌درد بخوری می‌تواند باشد و نه کارمند خوبی خواهد شد. چرا؟ به چند دلیل:
    • اصولاً طلبه‌ها بدون آزمون استخدامی و بدون توجه به مدرک تحصیلی، پذیرش می‌شوند و در غیر رشته تخصصی مشغول کار می‌شوند. از این جهت وقتی یک طلبه با لباس روحانی، کارمند دولت می‌شود، هم یک جایگاه شغلی را بدون صلاحیت تخصصی اشغال می‌کند و هم به دلیل کم‌کاری یا ناکارآمدی‌هایی که دارد، اعتبار و حیثیت لباسش را از بین می‌برد.
    • اکثر قریب به اتفاق طلاب شاغل، در رشته‌های غیرمرتبط اداری مسئولیت دارند. به همین جهت، نه مهارت کافی دارند که مفید واقع شوند و نه شأن لباسشان اجازه می‌دهد که دنبال یادگیری و مهارت‌افزایی باشند. در نتیجه بازدهی کارشان مفید و رضایت‌بخش نیست.
    • چنین کارمندی به دلیل عدم تخصص، کارآیی خوبی در محیط کار ندارد و به‌دلیل فاصله‌گرفتن از تحصیل، خیلی زود دچار افت علمی می‌شود. بعدهم یاد می‌گیرد که حامی و توجیه کنندۀ کجروی‌های دولت باشد. درنتیجه گرفتار بعضی گرایش‌ها و نگرش‌های ناخالص می‌شود و نهایتاً به‌دلیل حق و ناحق‌کردن‌های خودآگاه و ناخودآگاه در محیط کار، مقبولیت و محبوبیت آ‌ن‌ها آسیب می‌بیند و اثرگذاری آن‌ها در جامعه و در بین کارکنان کاهش می‌یابد.
    • مطابق یک سنت دیرینه یا قانون نانوشته و یا به هردلیل دیگر، حضرات روحانیون شاغل در ادارات (اعم از نهادهای دولتی و نیروهای مسلح) همیشه خود را بافته‌ای جداتافته از سایر کارکنان و مدیران می‌دانند. به همین جهت از مراجعین و همکاران خود، انتظار احترام و تبعیت بیشتری دارند. در نتیجه نوعی حس بدبینی و نفرت پنهانی نسبت به آن‌ها در بین کارکنان و مراجعه کنندگان شکل می‌گیرد و رفته‌رفته به خصومت و نارضایتی عمومی مبدل می‌شود.
  • به دلایلی که گفته شد، هرگونه کم‌کاری یا ناکارآمدی یا بدقولی یا سوءرفتار و یا خطایی که خواسته و ناخواسته در محیط کار از ناحیۀ طلبۀ کارمند اتفاق می‌افتد، ارباب رجوع محترم، گناه آن‌را به‌حساب اسلام و روحانیت می‌نویسد...

من کاری با دیگران ندارم و برای کسی تعییین تکلیف هم نمی‌کنم. اما شخصاً پشت سر آخوند دولتی رغبتی به نمازخواندن ندارم. مگر این‌که هویت شغلی آن‌ها را ندانم و یا از چند وچون کار و بارشان بی اطلاع باشم.

 

سه جملۀ کلیدی:

کسی‌که هنر علم‌آموزی داشته باشد اصولاً دنبال کارمندی نمی‌رود.

مناصب اداری رویکردی اصلاح‌گرایانه به روابط جامعه و رشد معنویت مردم ندارد.

روحانی یا طلبه‌ای که کارمند دولت باشد، نمی‌تواند مدافع مردم و منتقد دولت باشد.

وطیفه‌بگیران دولتی، به‌ویژه اگر طلبه و روحانی باشند در قلب و روح مردم نفوذ معنوی ندارند.

... ادامه دارد.

 

نظرات  (۳)

۰۲ آذر ۰۴ ، ۲۲:۴۹ هیپنو تیک

سلام ، ببخشید یه مسئله ای....

 

اگه قرار به تخصصه که به نظرم کمتر کارمندانی در دولت تخصص کار اداریشون رو دارن یا رشته‌ دانشگاهیشون یکی از زیر رشته های علوم اداریه 

 

بین مهندس کشاورزی متقاضی پست اداری و طلبه متقاضی پست اداری چه فرقی هست؟

هر دو تخصصی ندارن

پاسخ:
سلام بر شما.

نه اتفاقاً :)

در نظام اداری جدید، اکثر مشاغل اداری براساس تخصص است که البته بخشی زیادی از تخصص‌ها در آموزش‌های دوره‌ای و ضمن خدمت تکمیل می‌شود.


تفاوتش این است که مهندس کشاورزی می‌پذیرد بایستد پای کار و ابایی هم از انجام آن ندارد. اما طلبه نمی‌تواند مقید به نظم و مقررات و سلسله مراتب اداری باشد.

ضمن این که طلبه اگر قرار است کار اداری انجام دهد، باید شتر مرغ نباشد، باید عمامه و لباس روحانی را کنار بگذارد و بپذیرد که کارمند است و الزامات کارمندی را هم قبول کند.. 

۰۳ آذر ۰۴ ، ۱۴:۰۳ حسن مجیدیان

موافقم

درست نوشته اید...

پاسخ:
متشکرم برادر.

ندیدم کارمند طلبه که  فحش خورش ملس نباشه و درس نخونده

من و همسرم ماهی شصت تومن حقوقمونه و ماهی ده تومن هم به قرضامون اضافه میشه 

آرزوم اینه که داداش طلبه ام ماهی زیر ده تومن شهریه رو رها کنه و کارمند بشه واقعا نمی دونم چجوری با پنج سر تون خور طلبه غیر کارمند باقی مونده....اسنپ و بنایی و کارای پاره وقت که نشد. شغل

شما بفرمایید طلبه چه طوری تامین بشه

پاسخ:

متوجه سطر اول نشدم.


درود بر داداش طلبه شما.

طلبۀ واقعی، مقتدای زیست و سفره‌اش امیرالمؤمنین و فاطمه زهراست که از آویختن یک پرده هم بر دیوار خانه‌شان معذور بودند... سه روز روزۀ نذری گرفتند، اما افطاری نخوردند و مختصر غذایشان را به درمانده و یتیم و اسیر دادند :(

حالا از شرایط ایده‌آل که بگذریم به‌نظرم مقصر شهریۀ ناچیز برادر شما سه نکته است:

بخشی از مشکلات اقتصادی طلاب واقعی همانند بقیه ملت، ناشی از نابسامانی اقتصادی کشور است که مقصر اصلی‌اش دولت و دولتمردان و مقامات و ویژه‌خوران منتسب به حکومتی‌ها هستند.

دلیل دیگرش سوء مدیریت حوزه و سوء رفتار طلبه‌های حقوق‌بگیر و کم‌سواد است (در پست بعدی بهش اشاره می‌کنم)

و دلیل سوم، هنجارشکنی بعضی روحانیون خلافکار و کجروی بعضی عمامه‌به‌سرهای دنیازده و فرزندان آن‌ها هستند که در مسئولیت‌هاشان بد رفتار کردند و باعت نگرش منفی ملت به روحانیت و رویگردانی آن‌ها از پرداخت وجوهات شدند.


این‌ها اگر نبود، طلاب حقیقی ما امروز این‌قدر در مضیقه مالی نبودند...

در عین حال، ما و خانواده‌های طلاب در تأمین معیشت این عزیزان مسئولیم...

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.