https://blog.ir/panel/a-ghannadian/template_edit/current

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

........... بسم الله الرحمن الرحیم ...........

این جــا کلبــۀ کـــلام و رشـحات قـلمی من است. روزنگاشتــه‌های این جــا نوعاً کوتاه و مختصـر است که گـهـــگاهی رنگ دیانت بـه خــــود می‌گــیرد، گــــاهی با بـوی سیاست عجـین می‌شود، گــاهی بـه مسائل تربیتی و رخــدادهای زنــدگی می‌پردازد، گــاهی با حس و حال خـانواده و سبک زندگیِ مؤمنانه می‌درخشـد و در پـاره‌ای اوقـات نیـز با الفـاظ شاعرانه به وادی ادب و هنر اصیل این مـرز و بوم ورود می‌کند...
یادداشت‌ هـای این وبـلاگ گــاهی با طعــم واژه‌هایی از جنس سپیده و سحر می‌آمیزد. گاهی با صبغــۀ فـرهـنگ و اخـلاق نگاشتــه می‌شود و گـــاهـی نیــز با تیـشۀ عـقـــل و اندیشه، ریشه‌های جـهل و خرافه را هــدف می‌گیرد
نویسنده این وبلاگ خود را مدیون شهیدانی می‌داند کـه در روزهای عسرت و گــلولــه و خون مردانه جنگیدند و از حریت و استقلال و آزادی کـشور حـراست کـردند. از ایـن جـهت تـلاش دارد تا از تجـلیــل و نکــوداشت یـاد و حماسۀ آن‌ها نیز غفلت نورزد و هـر از گاهی با قـــلم صـداقت و مـهر، یاد و نام و خــاطرۀ شهامت و اخلاصشان را زینت‌افـزای صفحات این وبـلاگ کـند. باشد تا یادشان جاودانـه و راهشان ماندگار شود.
هــیـچ یــک از سیـاهــه‌ هــای ایـن وبــلاگ، کـپی‌پـیست نیست. امـــا کـپی بـــرداری از مــــطالب ایـن‌جــــا با ذکــــر مـنبــع و آدرس بــلامـانـع است...
پیشنهادها و نـقـدهــای منصفـانۀ دوستان و کاربـران عـزیز را پذیرایم،
از کامنت‌های چالشی و پرسشی عزیزان استقبال می‌کنم. ولی با عرض پوزش از پاسخ بـه کامنت‌هـای ناشناس معذورم. به کامنت‌های بدون آدرس هم در صورتی که آشنا نباشند پاسخ داده نخواهد شد.

بایگانی

۳۵۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گذرگاه فکر و ذکر» ثبت شده است

چرا بعضی‌ها مطالب را دقیق نمی‌خوانند و به ظرافت‌های نوشتاری متن دقت نمی‌کنند، اما فوراً نظر مخالف می‌نویسند به چه بلند بالایی...؟! اونم خصوصیِ یک‌طرفه، قاطعانه، آمرانه، شبه عالمانه و با کلی اعتماد به نفس بالا؟

 

شما رو نمی‌دانم ولی من شخصاً از این جور آدما بیمناکم و خب چاره‌ای ندارم جز این که دعاشون کنم :)

۴ نظر ۱۶ آبان ۰۲ ، ۲۱:۰۹
مرآت

طاق نصرت زندگی کافران همیشه زرین نیست. تصویر زندگی مؤمنان نیز همیشه غمگین نیست. اما سایۀ سالوسِ دیوسیرتان، همیشه سنگین است...

 

ز مِهْربانیِ جانان طمع مَبُر حافظ

که نقشِ جور و نشانِ ستم نخواهد ماند

 

پ.ن: بیت از غزل زیبای حضرت حافظ با این مطلع:

رسید مژده که ایامِ غم نخواهد ماند

چنان نماند، چنین هم نخواهد ماند

۰ نظر ۱۴ آبان ۰۲ ، ۲۱:۵۵
مرآت

یکی از سیاست‌هایی که آمریکا، انگلیس، فرانسه و اسرائیل مشترکاً علیه جمهوری اسلامی ایران دنبال می‌کردند؛ گسترش مسئلۀ ایران هراسی بود که متأسفانه دولت حسن روحانی هم از آن بعنوان یک اهرم قوی در پیشبرد سیاست غربگرایانه‌اش استفاده می‌کرد و با همین حیله تلاش می‌کرد تا جمهوری اسلامی را از حمایت جبهۀ مقاومت عقب براند.

اما حالا همان پروژۀ ایران هراسی که سال‌ها برای تضعیف جبهۀ مقاومت و برای عقیم کردن راهبردهای منطقه‌ای ایران طراحی شده بود، امروز  به خیزش اسرائیل ستیزی در جهان تبدیل شده است.

 تدبیر عقل ناقص با عشق برنیاید

اسباب مکر فرعون پیش عصا چه باشد.

+ ... وَ مَکَروا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیرُ الماکِرینَ

 

پ.ن:

  1. سیاستمدار واقعی یعنی درس‌آموز سیدعلی، یعنی سید حسن نصرالله که تمام دنیای سیاست و سیاستمداران دنیا حداقل 20 روز منتظر سخنرانی‌اش بودند!
  2. در انتهای پست نمی از طوفان جمله‌ای محکم علیه رژیم کودک کش نوشته بودم و حالا امروز با سخنرانی سید مقاومت، ایمان و یقینم به اقتدار حزب‌الله و جبهۀ مقاومت افزون‌تر شد.

 

۱ نظر ۱۲ آبان ۰۲ ، ۲۲:۲۵
مرآت

پیروان یهود در دنیا به دو نحلۀ فکری تقسیم می‌شوند: گروهی موسوم به یهودی‌های مذهبی و گروهی مشهور به یهودی‌های صهیونیست. تقریباً مشابه اما متضاد همان تفکیکی که ما در مورد پیروان اسلام سیاسی و اسلام غیر سیاسی به کار می‌بریم.

یهودی‌های صهیونیست، لزوماً پایه گذار دولت غاصب اسرائیل نیستند، اما از ابتدا مدافع سرسخت رژیم اشغالگر قدس بودند و براساس یک تفکر سیاسی معتقدند که بقای دین یهود و بقای یهودیان جهان فقط با تشکیل دولت و فقط در پناه حکومت امکان پذیر است.

در مقابل این گروه، یهودی های مذهبی هستند که از ابتدا با رژیم صهیونیستی مخالف بودند و معتقد هستند که مطابق آموزه‌های تلمود، تشکیل دولت و تشکیل حکومت مستقل یهودی، رفته رفته موجب نابودی دین یهود در جهان خواهد شد. این گروه از یهودی‌ها که بیشتر آن‌ها در آمریکا زندگی می‌کنند، هر از گاهی در قالب تجمع و نوشتن طومار، مخالفت خود را با صهیونیست‌ها اعلام و از آن‌ها بیزاری می‌جویند. اما با وجودی که تسلط عجیبی بر آموزه‌های پیدا و پنهان یهود دارند، مخالفت آن‌ها هیچ‌وقت کارساز نبوده است. چرا؟ چون از موقعیت مالی-رسانه‌ای و از مقبولیت دولت آمریکا برخوردار نیستند.

 

برگرفته از منابع:

  • یسروئیل دیوید ویس «سخنگوی اتحاد یهودیان ضد صهیونیزم»
  • گزارش ناتوری کارتا (سازمان بین المللی یهودیان)
  • پرونده بررسی کتاب «فاتحین جهانی»

 

۲ نظر ۱۰ آبان ۰۲ ، ۲۲:۰۷
مرآت

غارت، ویرانگری و کشتار بیرحمانۀ مغول‌ها در تاریخ ایران قابل توجیه نیست. اما بین مغول‌ها و صهیونیست‌ها دو تفاوت اساسی وجود دارد:

اول این که مغول‌ها برای لشگرکشی به ایران یک بهانه منطقی و دلیل سیاسی داشتند. یعنی اگر خبط محمد خوارزمشاه و خاندانش نبود، شاید هرگز چنان اتفاق ناگواری در تاریخ رخ نمی‌داد.

دوم این که مغول‌ها قتل و خون‌ریزی و وحشی‌گری‌ زیاد داشتند، ولی مردم را از شهر و دیارشان آواره نکردند و ملیّت آن‌ها را منکر نشدند.

اما صهیونیست‌ها؟ اولاً بدون بهانه‌ آمدند و به صورت عدوانی خانه و مزارع و شهر و اماکن فلسطینی‌ها را غصب کردند! شهروندان بی‌گناه را کشتند، زنان و کودکان را قتل عام کردند. بعد هم عده زیادی از مردم مظلوم آن سرزمین را از خانه و کاشانه‌شان بیرون راندند و فلسطین را مِلک طلق خود دانستند...

 

+ صهیونیست‌ها در جنایت و وحشی‌گری بی نظیرند!

++ و صهیونیست‌ها کور خواندند که بتوانند مردم غزه را آواره و شهر را از اهلش خالی کنند...!

۲ نظر ۰۸ آبان ۰۲ ، ۲۳:۵۷
مرآت

چند شبی هست کلاً خواب و قرار ندارم. مدام خبرهای غزه و فلسطین را دنبال می‌کنم. از هر سایت یا هر منبع داخلی و خارجی چه فارسی باشد یا غیر فارسی خبرهای غزه مظلوم و قهرمان را دنبال می‌کنم و چون با زیر و بم خبر و چَم و خَم اطلاع‌ رسانی آشنایی دارم. خودم راست و دروغ‌ها یا کم و زیادهای خبر را می‌فهمم و حتی با همین شناخت، بعضی تحولات جنگ را هم پیش‌بینی می‌کنم.

دیشب از دم غروب بی‌قرار غزه بودم و تا صبح آرام نداشتم. همه‌ش درحال دعا و توسل بودم، ذکر می‌گفتم و دم به دم اخبار فلسطین را رصد می کردم. بعد از نماز صبح اما یک مصاحبه از ملعون نتانیاهو شنیدم که تا حدودی خیالم را راحت کرد و تازه فهمیدم که اون جلاد بی رحم چه‌قدر درمانده و مستأصل است و چه‌قدر این دعاها و این حمایت‌های خیابانی و رسانه‌ای علیه اون‌ها اثرگذار و نتیجه بخش بوده و فهمیدم به همان اندازه که حوادث غزه برای ما دردناک و غم انگیز است، حملات مقاومت در تلاویو برای رزیم کودک‌کش صهیونیستی ده‌ها برابر مرگ‌آور و کُشنده‌تر است و دنیا تازه دارد می‌فهمد که افسانۀ شکست ناپذیری صهیونیست‌‌ها فقط یک توهم است.

 

+ بالاخره با پیگیری‌های زیاد، موفق شدم در تیپ یکم لشگر محمد رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله برای اعزام ثبت نام کنم. امیدوارم ثبت‌نام کردن‌شون برای دست به سر کردن متقاضیان نباشد :) در هر صورت به قول فرمانده تیپ: «امیدواریم خود مردم غزه جنگ را با پیروزی تمام کنند! ولی اگر نیاز شد ان‌شاءالله ما هم هستیم»

++ اعزام نیرو از طرف ایران فعلاً نه به مصلحت است و نه ممکن، اما ثبت نام برای اعزام و مشارکت در پویش‌های حمایت از غزه را بسیار مفید، کارساز و ضروری می‌دانم.

 

پ.ن: شما رو به خدا دعا و توسل و کمک‌های مالی برای تقویت جبهۀ مقاومت یادتون نره.

۳ نظر ۰۶ آبان ۰۲ ، ۲۲:۲۱
مرآت

وقتی شهید راه حق و باطل نیستی؛ فرقی نیست که در نماز باشی یا به شراب...

در تاریخ کربلا مشهور است که امام حسین علیه‌السلام در موسم حج بود. اما بعد از مراسم روز عرفه، بقیه مناسک حج را ناتمام گذاشت و روانۀ کربلا شد. در چرایی این تصمیم و دلیل ناتمام گذاشتن این مناسک عظیم، بعضی از صاحب‌نظران توضیحاتی داده‌اند. اما در این میان دکتر علی شریعتی یک نگاه بسیار زیبا و متفاوت دارد که به نظر من بسی خواندنی‌ست. او می‌گوید:

در آن لحظه که حسین علیه‌السلام حج را نیمه‌تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، بقیۀ کسانی که در غیبت امام، به طواف خود، ادامه دادند، مساوی هستند با کسانی که در همان حال، بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند... ... ... حسین علیه السلام می‌خواهد با حضورش این پیام را به همه انسان‌ها بدهد که وقتی در صحنه نیستی، وقتی از صحنه حق و باطل زمان خویش غایبی، هرکجا که خواهی باش! وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه‌ات نیستی، هرکجا که می‌خواهی باش، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است. (برگرفته از کتاب شهادت مجموعه آثار ۱۹)

و حالا رابطۀ سلبی این برداشت و تاریخ غزه عزیز با یک رباعی:

تا سنگر غزه خالی از غیرت ماست
در هیئت ما سینه‌زنی باد هواست
گیسوی زنانِ غزه خون‌آلود است
یاران علی را چه شده؟ مرد کجاست

اما رابطۀ ایجابی این برداشت و ماجرای امروز غزه قهرمان:

وقتی که بلای کربلا تازه شود
در غزه صدای ربنا تازه شود
یک قطرۀ اشک در محرّم کافی است
تا غزه به باران شما تازه شود


+ شهید = شاهد، گواهی دهنده، شمع‌گونه، روشنگر، مصلح، نجات‌بخش...

پ.ن:

  1. رباعی‌ها از آقای میلاد عرفان‌پور.
  2. معانی شهید از استاد مطهری.

 

۱ نظر ۰۴ آبان ۰۲ ، ۲۲:۱۲
مرآت

رسم اغلب خبرنگاران این است که پیام های مهم و آنی خود را در مواقع حساس، برای انتشار سریع و وسیع در سطح جهانی به صورت توئیت منتشر می کنند...

خانم بیان یک خبرنگار فلسطینی و ساکن غزه است که چند روز پیش در یک توئیت پیام عجیب خود را این‌جور به جهان مخابره کرد: 

«من بیان هستم، ۲۷سال در شهر زیبای غزه زندگی کردم و امروز شاید آخرین روز حیات من در این جا باشد. من و خانواده‌ام تصمیم غلط روز نکبت در سال ۱۹۴۸ را تکرار نمی‌کنیم و خانه خود را به سمت جنوب ترک نخواهیم کرد. همه ما تا آخرین نفس به فلسطینی بودن خود افتخار می‌کنیم.

من جهان را از شرق تا غرب به خاطر آن‌چه بر سر ما می‌آید نمی‌بخشم و امیدوارم عکس‌های ما تا پایان عمر، شما را آزار دهد»

من نمی‌دانم کاربران دنیا نسبت به این توئیت چه واکنشی داشتند؟ و خبر هم ندارم که این خبرنگار عزیز و مظلوم الآن کجا و در چه وضعیتی است. فقط یادمه وقتی این توئیت را خواندم خیلی غم روی دلم نشست و قلبم شدیداً به درد آمد. اما چون کاری از دستم ساخته نبود. فقط اشک ریختم و خودم را مستحق نفرینش دانستم. بعد هم برای او و مظلومان فلسطینی دعا کردم و این بیت از حضرت حافظ را برای غزه و اهالی مقاوم غزه خواندم:

به صبر کوش برادر که حق رها نکند...

چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی...

نحن قادمون ان‌شاءالله.

 

۳ نظر ۰۲ آبان ۰۲ ، ۲۰:۵۲
مرآت

به فارسی برای یک دوست فلسطینی‌ نوشته بودم:

بر زخم‌های بی‌شمار تو سلام ای غزه

صبور باش.

سپیده می‌رسد از راه

و تو خواهی دید

روزهای روشن فردا را...

الیس الصبح بقریب؟

و او برایم یک بیت از حافظ نوشت:

چو خامه در ره فرمان او سرِ طاعت

نهاده‌ایم، مگر او به تیغ بردارد...

سلام بر قائدنا خامنه‌ای.

دیگه هنگ کردم!!

۳ نظر ۲۸ مهر ۰۲ ، ۲۲:۴۷
مرآت

حالم بهم میخورد از بعضی آدم‌های به ظاهر انسان که حتی یک ذره عاطفه و احساس در وجودشون پیدا نمی‌شود. حالم بهم می‌خورد از آدم‌هایی که از بودن و زندگی کردن فقط بلدند بخورند، بخوابند و عیاشی کنند و یاد گرفته‌اند که زنده باشند تا خوب بلولند! واقعاً حالم بد می‌شود از آدم‌هایی که اگر تمام انسانیت هم نابود شود، آن‌ها فقط نگران این هستند که مبادا شکم‌شان و عیاشی‌شان آسیب ببیند. به خدا قسم گاهی افسوس می‌خورم که چرا این ملوسک‌های عروسکیِ زن زندگی آزادی به اندازه یک ارزن هم درکی از زندگی و همزیستی انسانی ندارند.

به خدا قسم شرم دارم از این که بگویم در سرزمین تمدنی ایران عزیز من، آدم‌هایی هستند که نه فقط از تیکه تیکه شدن هزاران زن و کودک بی‌گناه غزه ناراحت نیستند، بلکه حاضرند پای جلادان آمریکایی و اسرائیلی را هم به خاطر این جنایت‌ هولناک ببوسند:(

و حالا وقتی این آدم‌نماها را می‌بینم تازه معنی فریاد سرور آزادگان جهان را می‌فهمم که چرا به آن قوم سیاه‌دل فرمود: اگر دین ندارید، حداقل آزاده باشید!! و تازه مفهوم کلام مولا علی علیه‌السلام را می‌فهمم که چرا خطاب به مردم منافق و بی‌غیرتِ زمان خود فرمود: یا اشباه‌الرّجال ولا رجال...

***   ***   ***

اما دیروز و امروز به همراه چند نفر از دوستان رفته بودیم مراکز سپاه و بسیج و هلال احمر و امثال این‌ها که ما را به عنوان نیروی داوطلب به فلسطین یا غزه اعزام کنند. اما به هر دری زدیم نشد. گفتیم آموزش دیده‌ایم، گفتند مجوز اعزام نداریم! گفتیم خدمات پزشکی بلدیم، گفتند فعلاً نمی‌شود! گفتیم در رانندگی حرفه‌ای هستیم، گفتند دستور نداریم! گفتیم کار خبرنگاری و فعالیت رسانه‌ای بلدیم، گفتند فعلاً اجازۀ این کار را نداریم! گفتیم کار کفن و دفن شهیدان و نماز میت و این چیزها، بازهم قبول نکردند! آخر به همین تجمع حمایت از فلسطین اکتفا کردیم و رفتیم میدان انقلاب و به عنوان کمترین اقدام، خودمون را در مصیبت جانکاه مردم مظلوم غزه و فلسطین سهیم کردیم و شعار دادیم و از جنایت‌‌های وحشیانۀ صهیونیست‌ها اعلام انزجار کردیم. بعد هم به اتفاق هم تصمیم گرفتیم حداقل 50 درصد موجودی کارت بانکی‌مان را برای حمایت از مردم غزه و فلسطین هدیه کنیم. ولی چون مبلغ آن چشمگیر نبود، در سایت اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری به حساب مخصوص واریز کردیم تا به برکت کمک‌های خوب دیگران، محلی از اِعراب داشته باشد و ان‌شاءالله قبول افتد.

اماتر این‌که، بسیار خوشحالم از این‌که می بینم در کنار آدم‌نماهای جریان آلودۀ زن زندگی آزادی و در کنار یک عده آدمک‌های جیره‌خوار سلیبریتی که فقط بلدند جَویده‌های جاهلیت مدرن را نشخوار کنند؛ بحمدالله انسان‌های شریف و غیرتی فراوان داریم که از قضا وظیفۀ اصلی دفاع از شرافت این مرز و بوم همیشه بر دوش آن‌ها بوده و اتفاقاً همین‌ها هستند که همیشه برای کشور دوست داشتنی ایران اسلامی اعتبار و افتخار می‌آفرینند. کثرالله امثالهم...

 

۴ نظر ۲۶ مهر ۰۲ ، ۲۳:۳۳
مرآت

از دیروز (۲۵مهر) روی درب اتاق محل کارم با فونت درشت نوشتم:

اگر امکان اعزام به فلسطین برایم فراهم شود، حتی یک لحظه‌ هم درنگ نخواهم کرد. ان‌شاءالله.

                                                                                                                    تقدیم به شهدای مقاومت فلسطین.

۳ نظر ۲۶ مهر ۰۲ ، ۲۰:۳۷
مرآت

سه سالی می‌شد که برای نماز جمعه یا روز قدس و... ترجیح می‌دادم بیرون از دانشگاه و در خیابان‌های اطراف بنشینم. دیروز اما بعد از راهپیمایی حمایت از مردم فلسطین، همراه یکی از دوستان جامعةالمصطفی برای نماز جمعه وارد فضای مسقف اصلی دانشگاه تهران شدم و از قضا و شاید بر خلاف میلم جایی نشستیم که نزدیک صف اولی‌ها بود و شیخ ابراهیم عزیز زکزاکی و نمازگزاران غیر ایرانی را هم می‌دیدیم.

چندبار و هربار عمیق و دقیق چهره این رهبر محبوب نیجریه‌ای را ورانداز کردم و با دیدن چهرۀ رنجور و دردکشیده‌اش سه بار گریستم و به مجاهدت و اخلاص و قیادت دینی‌اش واقعاً غبطه خوردم.

به چهل و سه سال قبل فکر می‌کردم که یک لیسانسۀ 28 سالۀ آن روز که نه زبان عربی بلد بود، نه گویش فارسی می‌دانست، نه مذهب شیعه را می‌شناخت و نه با مشرب فکری و سیاسی امام خمینی رحمت‌الله علیه آشنایی داشت، چی شد که در یک دیدار نیم ساعته با امام روح‌الله، کاری را آغاز کرد که شد رهبر مذهبی سیاسی در یک کشور آفریقایی و ‌شد محبوب 20 میلیون انسان شیعه و سنی و مسیحی در نیجریه و ‌شد اهل سلوک و حماسه و اخلاق! و ‌شد پایه‌گذار حداقل 200 مرکز فرهنگی و مؤسسۀ خیریه در یک کشور آفریقایی! و بالاخره رسید به جایی که شد شیخ زکزاکی مروج اسلام ناب و مدافع حقیقی انقلاب اسلامی که 6 فرزندش در راه آرمان انقلاب اسلامی شهید می‌شوند و خودش، همسرش و بقیۀ فرزندانش قریب 9 سال زندان و جراحت و بیماری و فقر و تبعید را در شرایط بسیار سخت تحمل می‌کنند!

 راستی چرا یک نفر با یک نگاه امام می‌شود شیخ زکزاکی و یک نفر دیگر در ام‌القرای شیعه می‌شود فلان شیخ راحت‌طلب و فلان مجتهد‌ برانداز و فلان روحانی‌نمای غربگرای سازشکار و فلان مرجع نان به نرخ روز خور؟

 

+ رویگردانی ما از اسلام، هیچ آسیبی به خداوند نمی‎‌رساند.

++ خداوند برای یاری دینش معطل کسی نمی‌ماند. افراد شایسته و فداکار در کرۀ زمین بسیارند.

 

پ.ن: إِلَّا تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذَابًا أَلِیمًا وَیَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَکُمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَیْئًا وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ...

 

۴ نظر ۲۲ مهر ۰۲ ، ۲۳:۱۰
مرآت

اگر هدف‌، الهی باشد، نیت‌ هم خدایی باشد، کارهم در مسیر رضای خدا باشد، مردم هم خدایی فکر کنند و رویکرد الهی داشته باشند. شوق خدمت و کمک‌رسانی دوچندان و بازدهی کار چندچندان می‌شود و البته خدا هم برکت و یاری‌اش صدچندان خواهد بود..

فکرش رو بکنید که از چند گروه کوچک فامیلی، خانوادگی، دانشجویی و همسایگی در پیام‌رسان‌های داخلی همراه با چند سخنرانی کوتاه و گپ وگفت‌های محلی، ظرف کمتر از چهار روز، 96 میلیون تومان پول نقد، 143 گرم طلا ، 6800000 تومان (دینار عراقی)، 50 دلار و بالاخره 8 میلیون تومان هم وعدۀ آخر ماه برای کمک به فلسطینی‌های عزیز جمع آوری شده است. حالا ببینید با این معیار، در مقیاس بالاتر و در سطح یک ملت چه می‌شود کرد؟!

خدا به همۀ صاحبان خیر، سلامتی، برکت و عاقبت بخیری دهد...

+ نکته مهم این ماجرا: کمک خانم‌ها تقریباً 2/5 برایر آقایان شده است.

++ جهت اطلاع اونهایی که فکر می‌کنند، ایران از پول نفت به فلسطین و لبنان کمک می‌کند...

 

پ.ن:

  1. فردا، راهپیمایی حمایت از مقاومت فلسطین فراموش نشود..
  2. کمترین کمک می‌تواند این باشد که برای پیروزی مردم مظلوم و بی پناه فلسطین و غزه دعا کنید، توسل بجویید و نذرهای معنوی کنید...

 

۰ نظر ۲۰ مهر ۰۲ ، ۲۲:۲۰
مرآت

امروز ساعت 6 صبح بود که اولین خبر مربوط به عملیات مقابله با جنایت صهیونیست‌ها را شنیدم. وقتی به محل کار رسیدم اول از هرچیز تلویزیون را زدم روی شبکه خبر، بعد هم هرچه سایت و پیج و کانال خبری داخل و خارج در اختیار داشتم را دم به ساعت زیر و رو می‌کردم تا از چند و چون اخبار مربوط به طوفان الاقصی بی خبر نباشم...

برخلاف بعضی خوبان بلاکستان که میگن به دلیل شرایط روحی یا به دلایل دیگر، نمی‌توانند خبرهای تلخ مربوط به جنگ و بمب‌گذاری‌ و ترور و اغتشاشات و امثال این‌ها را دنبال کنند. من اما، برای خودم وظیفه می‌دانم که حتی لحظه‌ای از این گونه خبرها غافل نباشم. آن هم نه فقط از طریق شبکه‌های خودی، بلکه این‌جور خبرها را از رسانه‌های بیگانه هم کم و بیش دنبال می‌کنم. چون از لحن گوینده و آرایه‌هایی که معمولاً در تنظیم خبر اِعمال می‌کنند، حجم و اندازه اون حادثه و جهت‌گیری جبهۀ مقابل را خیلی راحت می‌فهمم...

اما سه نکته:

  1. یک عملیات جنگی با این وسعت، آن‌هم با یک رژیم سفاک و بی رحمِ مسلح به سلاح اتمی و شیمایی قطعاً بدون تلفات نیست. پس در کنار خوشحالی خودم قطعاً داغدار شهیدان و تألمات روحی مردم مظلوم غزه و فلسطین هم هستم. اما داغ بزرگ ما این است که یک عده‌ مردم بی درد و بی غیرت در این جامعه هستند که نه تنها از این پیروزی خوشحال نیستند و اشکی برای مظلومان فلسطینی نمی‌ریزند، بلکه این روزها فاز عطوفت و نوع‌دوستی‌شان دقیقاً معکوس شده و به نفع جلادانِ جنایت‌کار جیغ بنفش می‌کشند!!
  2. از واکنش غیر انسانی این جور افراد اصلاً تعجب نمی‌کنم. چون مطمئنم از کسانی که آشکارا با دنیای انسانیت فاصله گرفته و هدفی جز شکم و شهوت و بردگی برای خود ندارند؛ توقعی بیشتر از این نمی‌شود داشت. باز صد رحمت به آدم‌های بی تفاوت!
  3. به شخصه معتقدم که اگر نسبت به مسئلۀ فلسطین بی تفاوت باشم و اگر دغدغه غم و شادی و رنج آن‌ها را نداشته باشم، یقیناً مسلمانی‌ام و انسانیت و زنده بودنم حتی به اندازۀ یک پشکل بز هم ارزش نخواهد داشت. به همین دلیل با هر قیمتی پای این ماجرا هستم و خودم را هرگز جدا از آنها نمی‌دانم. 

# دنیا چه بخواهد چه نخواهد، اسرائیل در حال مرگ است.

+ پیروزی جبهۀ مقاومت فلسطین به همۀ مسلمانان با غیرت جهان مبارک باشد.... اللهمّ انصُرهُم نَصراً عزیزاً و افتح لهم فتحاً یسیراً.

 ++ ان‌شاءالله این پیروزی به کام رزمندگان غیرتمند حماس، گردان‌های شهید ابوعلی مصطفی و گروه‌های جهاد اسلامی شیرین و شیرین و شیرین‌تر باد.

 

پ.ن: خوشا به حال فلسطینی‌های عزیز که خداوند افتخار آزادسازی قدس شریف را بر دوش آن‌ها نهاده است.

 

۷ نظر ۱۵ مهر ۰۲ ، ۱۹:۵۷
مرآت

سحرگه رهروی در سرزمینی

همی‌گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آن‌گه شود صاف

که در شیشه برآرد اربعینی

*

*

*

امیدوارم اونهایی که در سال‌های پایانی دهه چهارم هستند، قدر خودشون رو بدونند و با کوله‌باری پر از معرفت و مسئولیت وارد دهه پنجم زندگی شوند.

...خدا کند در صیرورت حیات، عهدمان را متعهدانه به خط پایان برسانیم و تا پایان خط، راه را و راهنما را گم نکنیم.

خدا کند ناسپاس نعمت‌های خداوند نباشیم و در عبور از فراز و نشیب دوره‌‌های کودکی و جوانی به کسب رضایت حضرت حق مفتخر باشیم.

و ان‌شاءالله در عصر غیبتِ حجت خدا، گرفتار تردید و یأس و کسالت نشویم و تا قیام مهدی موعود در خط قیادت حضرتتش و نایب راستینش، راست‌قامتانه بایستتیم و شرمندۀ شاهدان شهید این دیار نباشیم.

آدمی را اندک اندک آن هُمام

تا چهل سالش کند مرد تمام

 

پ.ن:

  1. بقره 51، مائده 26 ، اعراف 142 و احقاف 15
  2. ابیات از جناب حافظ و مولوی.

 

۹ نظر ۱۲ مهر ۰۲ ، ۲۲:۲۹
مرآت

سحر دانشور، یک خانم نویسنده دهه شصتی است، او دانش‌آموختۀ مطالعات زنان است که در این رشته دارای نظر و تخصص است و حرف‌های نو و شنیدنی برای گفتن دارد. به علاوه این که ایشان به عنوان یک کارشناس ارزشی در حوزۀ مطالعات راهبردی و رسانه نیز صاحب مهارت و مهابت است.

حالا این که خانم سحر دانشور سی و شش ساله چه مقالاتی نوشته، چه مسئولیت‌هایی داشته و این که در رسانه‌ها و دانشگاه و نهادهای علمی مرتبط با زنان، منشأء چه اثراتی بوده، چیزهایی هست که می‌توانید از جناب علامه گوگل بپرسید. اما چیزی که بنده قرار است در بارۀ ایشان بنویسم چند نکته است:

  1. تلاش و پشتکار ایشان در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی واقعاً مثال زدنی‌ست.
  2. در مقام تبیین منزلت و جایگاه زن مسلمان به ویژه از جنس ایرانی‌اش بیانی صریح و شجاعانه دارد.
  3. در مناظرات و گفتگوهای کارشناسی تحت تأثیر خوشایند و بدایند مقامات و صاحب‌نظران موافق و مخالف قرار نمی‌گیرد.
  4. به عنوان سردبیر و مجری برنامه خط سوم شبکه دوم سیما، در طرح مباحث و بیان مسائل مهم مربوط به زنان، اگر جلوتر از کارشناسان برنامه نباشد، قطعاً عقب‌تر از آن‌ها نخواهد بود.
  5. مهم‌تر از همه این که خانم دانشور، برای حضور در میز گردها و گفتگوهای علمی، اگرچه خیلی راحت، جسورانه و حرفه‌ای ظاهر می‌شود، اما در عین حال حجاب اسلامی کامل و سایر ریزه‌کاری‌های شرعی در گفتار و رفتار را رعایت کرده و یک نمونه عملی از حضور اجتماعی و مؤثر زن مسلمان را به نمایش می‌گذارد...

پ.ن: برای خانم سحر دانشور، آینده‌ای بالنده و جایگاهی رفیع در عرصه‌های علمی و فرهنگی آرزو می‌کنم و امیدوارم در فرهنگ‌سازی و معرفی منزلت اجتماعی زنان مسلمان، کماکان موفق و پیشتار باشد.

+ خانم سحر دانشور، مشاور مدیر شبکه دوم سیما در امور زنان است و سردبیری و اجرای برنامۀ «خط سوم» را نیز بر عهده دارد.

++ فصل دوم برنامه خط سوم  چهارشنبه‌ها حوالی ساعت 23 از شبکه دوم سیما پخش می‌شود...

۴ نظر ۰۶ مهر ۰۲ ، ۲۲:۴۷
مرآت

دین را به جز ولای تو اصل و اصول نیست
تهلیل، بی ولای تـو هرگــز قـبول نیست...

 

ابو محمد القاسم بن العلاء - رحمة الله - رفعه، عن عبد العزیز بن مسلم قال: کنّا مع الرضا علیه السلام بمرو فاجتمعنا فی الجامع یوم الجمعة فی بدء مقدمنا فأداروا أمر الإمامة وذکروا کثرة اختلاف الناس فیها، فدخلت على سیدی علیه السلام فأعلمته خوض الناس فیه، فتبسَّمَ علیه السلام ثم قال:

... الامام البدر المنیر والسراج الزاهر والنور الساطع والنجم الهادی فی غیاهب الدجى وأجواز البلدان والقفار ولجج البحار الامام الماء العذب على الظماء والدال على الهدى والمنجی من الردى الامام النارعلى الیفاع الحارّ لمن اصطلى به والدّلیل فی المَهالِک مَن فارقهُ فَهالک الامام السحاب الماطر والغیث الهاطل والشمس المضیئة والسماء الظلیلة والأرض البسیطة والعین الغزیرة والغدیر والروضة...

 

... امام، ماه منور، چراغ روشنی بخش، نور تابنده، ستارۀ هدایت در اعماق ظلمت‌ها و گذرگاه‌ها و بیابان‌ها و ژرفای دریاها است امام برای تشنگان هدایت آب شیرین و گوارا است. و در مواقع بلا و گرفتاری نجات بخش و پناه دهنده است. امام در بیابان‌های داغ و ظلمانی مشعل هدایت کسانی است که از او پناه می‌جویند

امام در ورطۀ فلاکت و هلاکت.  راهنمای بی بدیل انسان‌هاست. هرکس از مسیر هدایت امام خارج شود، قطعاً در مهلکه گمراهی، هلاک خواهد شد. امام، ابر باران‌زا، زمین سرسبز از باران، خورشید فروزان، آسمان سایه گستر، زمین پهناور و چشمۀ همیشه جوشان است.

 

چـگونه از تو نگیـرم نجـات فـــردا را؟

خدا براى همین‏‌ها سوایتان کرده است.

.

با عرض تسلیت شهادت غریبانۀ ثامن‌الحجج حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه آلاف التحیة والثناء، امیدوارم از قرائت زیارت جامعۀ کبیره، امین الله و یا زیارت خاصۀ حضرتش غافل نمانیم.

 

پ.ن: الکافی /ج1/ص 199 -200

۲ نظر ۲۴ شهریور ۰۲ ، ۱۴:۲۸
مرآت

هر روز 12 ساعت حرف زدن و کار کردن در دمای 48 درجه سانتیگراد عراق، البته که می‌تواند خستگی داشته باشد، ملال داشته باشد، درد و رنج و از پا افتادگی هم داشته باشد. اما وقتی راهت را بشناسی، پیشوایت را بشناسی و به راهت ایمان داشته باشی، وقتی آرمان‌هایت مقدس باشد، جهانی باشد، آسمانی باشد و تو به تحقق آرمان‌هایت یقین داشته باشی، دیگر شبانه روز هم که درگیر کار و تلاش باشی کسالت و خستگی معنا ندارد.

حالا اگر لابلای باورهایت، یاوران آگاه‌تر، داناتر و شاداب‌تر از خودت را هم ببینی که حدیث پایداری و عشق را با زبانی زیباتر و رساتر از تو در آن سوی مرزها روایت می‌کنند؛ دیگر نه فقط خسته و درمانده نمی‌شوی بلکه با نشاط دوچندان صحنه‌ را می‌آرایی و به راهت ادامه می‌دهی. فایل را ببینید:

 

 

 

پ.ن: چه‌قدر فاصله است بین فرهنگ انتظار با خواسته‌های سخیف جریان زن، زندگی آزادی و چه‌قدر فرق دارند زنان تمدن‌ساز و زنان هوس‌باز!!

 

۵ نظر ۲۱ شهریور ۰۲ ، ۱۵:۵۹
مرآت

خادم الحسین بودن

با تأیید رسمی عتبۀ علویه و تولیت حرم مولا امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام

مستقر در صحن و سرای حضرت فاطمۀ زهرا سلام الله علیها

رزق و روزی مرأت در اربعین امسال بود.

15 شبانه روز خدمت برنامه‌ریزی شده  در بخش اسکان آقایان، راهنمایی زائران، یاری رساندن به گمشدگان، رسیدگی به مشکلات زائران ایرانی و نظافت صحن مطهر، مجموعه‌ای از وظایف خادمین بود که امسال افتخار انجامش را داشتیم.

***   ***   ***

پ.ن:

  1. در بارگاه ملکوتی امیر مؤمنان و حرم قدسی اباعبدالله الحسین علیهم السلام نایب الزیاره دوستان و همراهان عزیز وبلاگی بودم.
  2. مشاهدۀ انبوهی از اشک‎‌های شوق انگیز و احساسات رشک‌برانگیز، دیدن انبوهی از لطف‌ها، زیبایی‌ها، همدلی‌ها، مشوق‌ها، کرامات، شایستگی‌ها و توجّهات ناب و تاپ در هریک از بخش‌های خدماتی، ارمغان دل‌های پاک زائران عارف و دلسوخته‌ای بود که گرد ملال و خستگی را از جسم و جان خادمان می‌زدود و اشتیاق خدمت‌رسانی‌ ما را دوچندان می‌کرد.

 

۱۲ نظر ۱۸ شهریور ۰۲ ، ۱۴:۵۶
مرآت

جاده و جابر!

مهمان بودن در خانۀ چهار سرهنگ بازنشسته ارتش سابق عراق، برای ما خیلی عبرت آموز بود. از این جهت که یک نمونۀ عینی از تحولات فردی و دگردیسی شخصیتی آدم‌ها را در اختیار داشتیم و دانستیم که انسان‌ها چگونه می‌توانند در طول زندگی و در مسیر تحولات شخصیتی خود، انتخابگر باشند، چگونه می‌توانند به انتخاب برسند و چه راهی را انتخاب کنند. دیدیم که هر انسانی می‌تواند در صیرورت حیات یا بی‌تفاوت باشد و بازیچه! یا تأثیرگذار باشد و بازیگر!

سه میزبان ما در خانۀ محقر روستایی، از کسانی بودند که به گفتۀ خودشان هم حکومت ظالمانه و جنگ‌طلبانه صدام را تجربه کرده بودند، هم دستخوش حوادث کور و فتنه‌های به ظاهر حق‌طلبانه، شده بودند و هم توانستند با استعانت از حضرت حق، راه صحیح را از ناصحیح باز شناسند و اگرچه دیرهنگام، اما خدا را شاکر بودند که فرصت یافتند ادامه عمر را به جبران اشتباهات قدم بردارند.

مصاعد میگفت، عکس‌های نظامی‌گری و جیش مقتدا صدر را به این دلیل روی طاقچۀ خانه‌ گذاشته اند تا گذشتۀ خود را فراموش نکنند و یادشان باشد که چه بوده‌اند، از کجا آمده‌اند و به کجا باید بروند.

بعد از خداخافظی به جاده زدیم. این آخرین روز پیاده روی بود که تا شب باید به کربلا برسیم. جاده بسیار شلوغ است و هرچه به دوراهی حله -طویرج نزدیک‌تر می‌شویم جمعیت فشرده‌تر و پیاده روی سخت‌تر می‌شود...

در جادۀ حلّه به سمت کربلا، مرد 34 سالۀ لاغر اندامی با عارضۀ «کلاب فوت» یا همان پاچنبری، همراه با همسر و فرزند هشت ساله‌اش در شلوغی جمعیت راهی کربلا بودند و تند و بی وقفه، جاده را می‌پیمودند... هرچند پاهایش از مچ خم شده بود و سخت و غیر عادی راه می‌رفت، اما استیل حرکتی و چهرۀ مصمم و شال عزایی که عالمانه به سرش بسته بود، نشان از این داشت که آدم معلول و درمانده‌ای نیست که نیاز به یاری این و آن داشته باشد...!

وسوسه شدم تا مقداری از راه را همراهی‌اش کنم و از او در بارۀ خودش، وضعیت پاهایش و چرایی حضورش در پیاده‌روی بپرسم. اما برای این که مبادا ناراحت شود، دنبال فرصتی بودم که باب آشنایی و صحبت از طرف ایشان باز شود...  :)

ترفندها کارساز بود و بالاخره قفل زبانش به سمت ما باز شد. اول در بارۀ خودم پرسید و بعد هم در بارۀ شیعیان و رابطۀ شیعه و سنی در ایران سئوالاتی کرد. منم مختصر اطلاعاتی که داشتم برایش گفتم. اما، ایرانی بودن و گویش نصفه نیمه عربی ما برایش غنیمتی بود تا آن چه دوست داشت در بارۀ ایران و آب و هوای کشورمان و شهرهای قم، مشهد، اصفهان، شیراز و شاهچراغ بداند، از ما بپرسد. ماهم بحمدالله کم نگذاشتیم و آنچه از بلاد و بلد، بلد بودیم به ارمغانش دادیم و ذوق و شوقش را مضاعف کردیم... و حالا نوبت جابر بود که پاسخ سئوالات ما را بدهد.

او گفت: زیارت اربعین میراث پدر و اجدادش است که هرساله پیاده یا سواره به کربلا می‌رفتند. هر دو پایش مادرزادی ناقص بوده. اما، یازده سال متوالی در چنین روزهایی با همین پای از مچ خمیده شده و با قوتی لایموت، مسافر این جاده است!

جابر، با دو برادر دیگرش یک شرکت حمل و نقل جاده‌ای دارند که درآمد زندگی آن‌ها را تأمین می‌کند. اما در ایام اربعین، یک چهارم از اتوبوس‌ها، ون ها و تریلی های اتاق دار شرکت را به تردد رایگان زائران و جابجایی مسافران کربلا اختصاص می‌دهند.

جابر تحصیلات عالیه هم دارد و به قول همسرش مخ کامپیوتر است که ظاهراً در عراق یک برند محسوب می‌شود. جابر، به صورت مستقل یک مؤسسۀ مردم نهاد (N.G.O ) در حمایت از معلولان حسی بی‌بضاعت را هم شخصاً مدیریت می‌کند...

 وضعیتش واقعاً حیرت آور بود. هرچه فکر کردم تا بفهمم این راه طولانی را چرا و برای دریافت چه مدال و نشانه‌ای می‌پوید و چه منافعی را در این مسیر می‌جوید؟ دلیل کاسبکارانه‌ای پیدا نکردم.

از لب ها و صدایش فهمیدم تشنه است. یک لیوان شربت لیمو (با شربت آبلیمو فرق می‌کند) برایش گرفتم تا جرعه‌ای بنوشد. اما او ابا داشت. چون تصمیم گرفته بود در طول مسیر، جز به حد ضرورت، غذایی نخورد و آبی ننوشد. فقط از باب ادب و برای این که دستم را پس نزند، به اندازۀ نمی از شربت لیمو را نوشید و بقیه را به فرزندش داد!!

15 کیلومتر مانده بود تا کربلا و جابر دو روز و اندی بود که آب و غذا نخورده بود. فقط با چند دانه خرمای عراقی راه را همچنان طی می‌کرد و زیر لب ذکر می‌گفت... به حال و هوای جابر و به عشق و ارادتش و به همسر صبور و پسر نازنین 8 ساله‌اش عباس، واقعاً غبطه خوردم...

خواستیم از جابر جدا شویم. فوراً دستم را چسبید و گفت کجا؟

گفتم برای راحتی شما و این‌که به خاطر ما در معذوریت نباشید.

گفت ما راحتیم.

بعد آدرس یک موکب و شماره تلفن خودش را برایم نوشت و گفت حالا برای جدا شدن مانعی نیست. اما قول بده کربلا همدیگر را ببینیم.

جابر و خانواده‌اش باید تا بعداز ظهر به کربلا می رسیدند. اما ما تا شب فرصت داشتیم و لازم بود کمی به افراد گروه استراحت بدهیم و این از اقتضائات سفرهای گروهی است که باید حواسمون به همه باشد و مخصوصاً هوای افراد ضعیف‌تر را داشته باشیم.

شب هنگام به کربلا رسیدیم... کربلا آن شب با تمام شب‌های سال تفاوت داشت. کربلا در شب‌ها و روزهای منتهی به اربعین قیامت است. فقط شور است و شعور و شعر که با صدای فریاد انسان‌های شیفته و شیدا در قاب تقدیس اهل ایمان می‌درخشد و روشنایی و نور را به جهان نوید می‌دهد...

 

پ.ن: امسال، افتخار خادمی زائران اربعین نصیبم شده. همین یکی دو روز آینده باید بروم با کلی کارهای بر زمین مانده که مثل همیشه در دقیقه نود انجام می‌شود. از این جهت انتشار دو قسمت آخر یادداشت‌های سفر احتمالاً امکان پذیر نیست.

 

+ اگر قابل باشم به یاد دوستان و همراهان عزیز وبلاگی خواهم بود... لطفاً حلال بفرمایید. ان شاءالله به امید دیدار تا بعد از اربعین.

۵ نظر ۰۱ شهریور ۰۲ ، ۱۸:۱۳
مرآت