روزِ مرگم نفَسی وعدهٔ دیدار بده
وان گَهَم تا به لَحَد فارغ و آزاد بِبَر...
.
.
خیلی غمانگیزه! از ساعت 7 صبح تا آلآن ستاره سهتا از وبلاگهای دنبالشده روشن شده :((
شما رو خدا دست به قلم بشید.
روزِ مرگم نفَسی وعدهٔ دیدار بده
وان گَهَم تا به لَحَد فارغ و آزاد بِبَر...
.
.
خیلی غمانگیزه! از ساعت 7 صبح تا آلآن ستاره سهتا از وبلاگهای دنبالشده روشن شده :((
شما رو خدا دست به قلم بشید.
منتظران ظهور قائم (عجلالله تعالی فرجهالشریف) همان مؤمنان حقیقیاند که به انجام «اَفضلالاَعمال» مفتخرند.
همانها که در غیبتِ امام، از پا نمینشینند،
در انجام واجبات الهی تلاش میکنند،
یاری مظلومان را وظیفه میدانند،
و با هیچ بهانهای در مبارزات حقطلبانه قصور نمیورزند...
پ.ن: افضل اعمال امتی انتظار الفرج... (کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص 287 و ص 644)
السلام علیک یا اباصالح المهدی
ای قائم قبیلههای عصمت و عشق!
در عصـــر طــولانی انتـــظار، شُــکوه میــلاد سراسر نورت را به جشن و سُرور مینشینیم و چشمهای اشکآلودمان را به دریچۀ انتظار تو میدوزیم.
مهدی جان؛
بیا و نور نگاهت را بر دلهای ظلمانی ما بتابان و جرعهای از جام منجیانهات را بر کام عطشمند ما بیفشان...
مینویسم که شب تار سحر میگردد
یک نفر مانده از این قوم که بر میگردد
میلاد قائم قبیلههای عصمت و نور بر منتظران ظهور مبارک باد
پ.ن: بیت از آقای حمیدرضا برقعی
رفته بودم خدمت یکی از علمای صاحبدل، همین که وارد اتاق شدم بعد از سلام و عرض ادب، بدون مقدمه ازم پرسید: دستفرمانت چطوره؟
سئوالش رو جدی گرفتم و به شکل رسمی به ایشون جواب دادم
گفتم بحمدالله خوبه.
پرسید: جادههای صعبالعبور هم رانندگی کردی؟
گفتم: بله حاجآقا
پرسید: با جادۀ انتظار هم آشنایی داری، شرائطش رو میدونی؟
یهو دوزاریم افتاد که سئوال ایشون هدفمنده!
خودمو جمع وجور کردم و با ادبیات رسمی خدمتشون گفتم:
آشناییام چندان عمیق و دقیق نیست.
فقط میدونم که در جادۀ پرپیچ و خم انتظار، هم مرارت باید کشید، هم طعم حادثههای تلخ را باید چشید!
فرمود: پس شراب تلخ انتظار را هم چشیدهای؟ نوشت باد!
عرض کردم خدمتشون: خیر، هنوز نچشیدم. اما شنیدهام که در حرکت به سمت ظهور، تلخیهای انتظار هم بسی شیرین است!
با یک احسنت پدرانه تحویلم گرفت! بعدهم دستم را چسبید و بُرد برای نشستن و... :))
پ.ن بیت مرتبط از جناب حافظ:
یا رب این کعبهٔ مقصود تماشاگه کیست؟
که مغیلانِ طریقش گل و نسرینِ من است
مترجم محلۀ ما میگفت: «در سایه سار زلف تو، آفتاب بیگانه است و مهتاب در کرانۀ لطف تو غریب!»
اما من میگویم: «وقتی تو باشی، خورشید در آئینۀ هور میدرخشد و مهتاب در قصر حضور میرقصد»
ای امیر عصر؛
زندگی برای من، با عطر خوشبوی تو دلرباست و بندگی با آرزوی تماشای روی تو زیباست.
پس، هر صبح با واژههای پاک و با آوای غمناک تو را میخوانم:
یا صاحبالزمان ادرکنی.
از شعر شاعران جدید با موضوع مهدویت که من خیلی دوستش دارم:
عشق از من و نگاه تو تشکیل میشود
گاهی تمام من به تو تبدیل میشود
وقتی به داستان نگاه تو میرسم
یکباره شعر وارد تمثیل می شود…
ای عابر بزرگ که با گامهای تو
از انتظار پنجره تجلیل میشود
تا کی سکوت و خلوت این کوچههای سرد
بر چشم های پنجره تحمیل میشود
آیا دوباره مثل همان سال های پیش
امسال هم بدون تو تحویل میشود؟
بیشک شبی به پاس غزلهای چشم تو
بازار وزن و قافیه تعطیل میشود
آن روز هفت سین ارغوانی بهار
موعود! با سلام تو تکمیل میشود...
پ.ن:
هر روز 12 ساعت حرف زدن و کار کردن در دمای 48 درجه سانتیگراد عراق، البته که میتواند خستگی داشته باشد، ملال داشته باشد، درد و رنج و از پا افتادگی هم داشته باشد. اما وقتی راهت را بشناسی، پیشوایت را بشناسی و به راهت ایمان داشته باشی، وقتی آرمانهایت مقدس باشد، جهانی باشد، آسمانی باشد و تو به تحقق آرمانهایت یقین داشته باشی، دیگر شبانه روز هم که درگیر کار و تلاش باشی کسالت و خستگی معنا ندارد.
حالا اگر لابلای باورهایت، یاوران آگاهتر، داناتر و شادابتر از خودت را هم ببینی که حدیث پایداری و عشق را با زبانی زیباتر و رساتر از تو در آن سوی مرزها روایت میکنند؛ دیگر نه فقط خسته و درمانده نمیشوی بلکه با نشاط دوچندان صحنه را میآرایی و به راهت ادامه میدهی. فایل را ببینید:
پ.ن: چهقدر فاصله است بین فرهنگ انتظار با خواستههای سخیف جریان زن، زندگی آزادی و چهقدر فرق دارند زنان تمدنساز و زنان هوسباز!!
وقتی فانوس دلنوشتههایم روشن بود، آرزوهای عطرآگینم را با گلواژههای موجود، در میدان قیام و قعود به یادگار مینوشتم و بر سینۀ بهار میآویختم. اما اینک که بهار جوانیام دستفرسود خزان شده است، دلنگارههایم را با کلامی از جنس انتظار آرایه میبندم و در آرزوی بهاری نیکوتـر، به صندوق آرزوها میریزم. شاید از این میان یکی کارگر شود...
+ اللَّهُمَّ اکْشِفْ هٰذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هٰذِهِ الْأُمَّةِ بِحُضُورِهِ، وَعَجِّلْ لَنا ظُهُورَهُ، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَنَرَاهُ قَرِیباً، بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اَللّـهُمَّ نَبِّهْنى فیهِ لِبَرَکاتِ اَسْحارِهِ وَنَوِّرْ فیهِ قَلْبى بِضیآءِ اَنْوارِهِ وَخُذْ بِکُلِّ اَعْضآئى اِلى اتِّباعِ اثارِهِ بِنُورِکَ یا مُنَوِّرَ قُلـُوبِ الْعارِفینَ.
ترجمه: بارالها، ای روشنیبخش دلهای عارفان و خداجویان؛ به نورانیّتِ ذاتِ اقدس خویش؛ مرا در این روزِ رمضان، برای درکِ برکاتِ سحرگاهان، بیداری و بلوغ عنایت فرما و آیینۀ جانم را در پرتو درخشش انوار سحر، آکنده از نورِ معرفت فرما و تمام اعضاء و جوارحِ وجودم را برای تبعیّت از تجلّیاتِ سحر، در تسخیرِ قدرت و ارادۀ خویش نگهدار.
+ در آنات حسنانگیز شبهای قدر و در لحظههای پر برکتِ سحرگاهان، برای سلامتی و فرج مولایمان حتماً دعا کنیم و از خدا بخواهیم پیروزی همۀ مسلمانان، شیعیان، مظلومان و بدریّونِ جبهههای فلسطین و غزه و لبنان و یمن و بحرین و عراق و سوریه و عربستان و افغانستان را.
پ.ن: دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان با ترجمۀ ادبی از خودم.
داشتم واژۀ انتظار را در بعضی لغت نامه های عربی بررسی می کردم. البته می دانستم که انتظار، از ریشۀ «نظر» مشتق شده که واژۀ «نظر» به معنی «حسُّ العَین» است. اما، معنای حسُّ العین برای من اقناع کننده نبود! در نتیجه خیلی زود رسیدم به این که برخی لغت شناسانِ نکته سنج، حِسُّ العین را صرفاً به معنای نظاره کردن با چشم ِ سَر می دانند. اما، معنیِ عمیق تر از آن را «النَّظَر تَأَمُّل الشَّیء بِالعَین» ثبت کرده اند که معنای آن می شود: چشم دوختن همراه با تأمّل
با توجه به این معنی، مفهوم یابی و معادل سازیِ پلکانیِ النَّظَر تَأَمُّلُ الشَّیء بِالعَین برای ما فارسی زبان ها آسان می شود:
«تَأَمُّل الشَّیء بِالعَین» یعنی نگریستن همراه با تأمل ---> یعنی ژرف نگری ---> یعنی غفلت زدایی از ذهن و اندیشه ---> یعنی بصیرتِ دائمی!
این ها ظریف ترین و در عین حال مقبول ترین مفاهیمی هستند که در زبان فارسی می شود برای واژۀ «نظر» ارائه نمود. همچنانکه، لغت نامه های عربی صد سالِ اخیر، همچون المنجد هم چنین معنایی را ثبت کرده اند. مثل:
بر این اساس، انتظار یعنی حضورِ دائمیِ آمیخته با کیاست و سیاست در عرصۀ خیزش های تعالیِ بخش که بر عهدۀ موحدان پاک اندیش محول شده است. انتظار فرج، یعنی مسئولیتِ هوشمند و روشمند که در تکاپوی فردی و اجتماعی، تک تکِ مؤمنان را به قبول وظیفه فرا می خواند.
از این رو، زیبندۀ مؤمنان است که تاکتیک های مسئولیت را بیاموزند و دیر و دور زمان را با تکنیک انتظار، رصد کنند. تفاخُر مؤمنان به این است که در هر موقِفی از زمان و مکان، کالبدِ اعتقادی و رفتاری خود را در برابر هجومِ نیرنگ های رنگارنگ، واکسینه سازند و وادی حوادثِ سرخ و سیاه را با توسَنِ هوشیاری درنَوَردَند.
با این نگاه، منتظران ظهور، همان مؤمنان حقیقی اند، که به انجام اَفضل الاَعمال مفتخر هستند. همان هایی که به بهانه غیبتِ امام، از پای نمی نشینند و در هیچ شرایطی و با هیچ بهانه ای در مسیر مبارزات حق طلبانه قصور نمی ورزند...
+ تکلیف منتظران مهدی (عج) هیچگاه بر مَدار ساده اندیشی و سستی و سکون رقم نمی خورد!
پ.ن: تا کسی رخ ننماید، ز کسی دل نَبرَد // دلبر ما، دلِ ما بُرد و به ما رخ ننمود.
میلاد منجی عالم حضرت حجت بن الحسن العسکری عجّل الله تعالی فرجه الشّریف مبارک باد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
النَّظَر: حِسُّ الْعَیْنِ، نَظَره یَنْظُره نَظَراً ومَنْظَراً ومَنْظَرة ونَظَر إِلیه. والمَنْظَر: مَصْدَرُ نَظَر.
الْجَوْهَرِیُّ: النَّظَر تأَمُّل الشَّیْءِ بِالْعَیْنِ،
لسان العرب ج 5
محمدبن مکرّم بن منظور