تفاوت دو کودتا
کودتای ناموفق آمریکایی اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی که دیماه امسال به اسم اعتراض شروع شد و به اغتشاش و آدمسوزی و آدمکشی و قتل و غارت و ویرانگی انجامید، از نظر شکل و فرم و سناریو و هدف با کودتای 28 مرداد 1332 هیچ تفاوتی نداشت. فقط اسم رمز کودتا، ابزار اطلاع رسانی، شیوۀ ترساندن و خامکردن مردم و ساعت سین برنامه شعبان بیمخهایش فرق میکرد.
کودتای 404 البته یک تفاوت دیگر هم داشت. تفاوتش این بود، که عملیات کودتای سال 32 فقط در تهران نمود عینی داشت که با کمترین ویرانی در یک نصفروز به پایان رسید و پهلوی ترسو و فراری با حمایت اربابانش دوباره به تخت سلطنت باز گشت. اما اینبار، عوامل کودتا چندروز پی در پی به تهران و 300 شهر ایران حمله کردند تا پهلوی دیگری را بر گُردۀ مردم سوار کنند. اما هرچه زدند و کشتند و سوزاندند و ویران کردند و هرچه سران کودتا رجز خواندند و تهدید کردند، نهتنها مردم نترسیدند و حافظان امنیت عقبنشینی نکردند، بلکه با اتحاد و همدلی بیشتر پوزۀ لمپنها و شعبانبیمخها و پیادهنظام کودتاچیان را به خالک مالیدند و لیدرهای اونها را هم گروه گروه از سوراخ مخفیگاهشان بیرون آوردند و بهزنجیر کشیدند.
به نظرم داغ عمیقی که از این شکست مفتضحانه بر دل آمریکا و اسرائیل و تفالۀ پهلوی باقی ماند، از هر داغی سوزناکتر و کشندهتر است.
پ.ن:
- اینبار، نقش لمپنهای مفتخور و بی درد هم در حمایت از تروریستها کاملاً مشخص بود. لمپنهایی مثل ساعدینیا و امثال او که شعبان بیمخهای کم سن وسال را علیه مردم شوراندند و این همه خسارت را به ملت و کشور عزیزمون تحمیل کردند.
- مطالبۀ مردم مؤمن و وفادار به نظام این است که تا ریال آخر خسارتهای مالی این چندروزه را باید از امثال ساعدینیا و سایرعوامل کودتا بگیرند.
جنگ 12 روزه هم شباهت زیادی به یه کودتا داشت. درد اینه که بعد از هر کودتا، عوامل اصلی کودتا قسر در میرن.
فکر میکنم رضا پهلوی یه مترسکیه که انداختنش جلو. یلتسین یا جولانی واقعی این ها یکی دیگه ست. کسی که آب و هوای اسکاتلند رو دوست داره. امیدوارم خفت و خواریش رو ببینم با اون همه تکبر و مکری که داره.