علیرضا جواهری! دوشنبۀ بعد از اغتشاشات اسم و فامیلش را در بین شهدا دیده بودم. تشییع جنازهاش هم رفته بودم. اما امروز مطمئن شدم که ایشان همان مرد دوست داشتنی من بوده که در اغتشاشات خونین جمعهشب به دست داعشیهای داخلی در محدودۀ تهرانپارس تهران قطعه قطعه شده بود.
روز تشییع جنازه شهدا هرچه گشتم عکسش را ندیدم. تماس هم هرچه میگرفتم، گوشیاش خاموش میزد، با خانوادهاش هم تماسی نداشتم و خلاصه امروز فهمیدم که خودش بوده و مشابه اسمی نبوده.
این شهید عزیز، تکنسین برق بود و شغل دولتی نداشت. بسیار سادهزیست و خوشفلب و مهربان بود. به همۀ مقدسات قسم میخورم که در سالهای زندگی آزارش به احدالناسی نرسیده بود. نه اهل ریا بود، نه مال کسی را خورده بود، نه مناقشهای با کسی داشت و نه حتی صدایش را به روی کسی بلند میکرد.
این نازنین شهید، آنقدر با شخصیت و دلسوز و کاردرست بود که دوستانش به راحتی روی سرش قسم میخوردند. گاهی وقتها از مال و آبرویش برای مشکلات دوست و همسایه و فامیل مایه میگذاشت. اما آنشب، تنها جرمش این بود که در خیابان حضور داشت تا شاید با نفوذ کلام و بیانش بتواند نوجوان فریبخوردهای را از دامن زدن به خشونت منصرف کند و او را از افتادن به دام تبهکاران بینالمللی نجات دهد... هنیئاً له الجنه. یادش گرامی و روحش قرین رحمت الهی باد..