https://blog.ir/panel/a-ghannadian/template_edit/current

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

........... بسم الله الرحمن الرحیم ...........

این جــا کلبــۀ کـــلام و رشـحات قـلمی من است. روزنگاشتــه‌های این جــا نوعاً کوتاه و مختصـر است که گـهـــگاهی رنگ دیانت بـه خــــود می‌گــیرد، گــــاهی با بـوی سیاست عجـین می‌شود، گــاهی بـه مسائل تربیتی و رخــدادهای زنــدگی می‌پردازد، گــاهی با حس و حال خـانواده و سبک زندگیِ مؤمنانه می‌درخشـد و در پـاره‌ای اوقـات نیـز با الفـاظ شاعرانه به وادی ادب و هنر اصیل این مـرز و بوم ورود می‌کند...
یادداشت‌ هـای این وبـلاگ گــاهی با طعــم واژه‌هایی از جنس سپیده و سحر می‌آمیزد. گاهی با صبغــۀ فـرهـنگ و اخـلاق نگاشتــه می‌شود و گـــاهـی نیــز با تیـشۀ عـقـــل و اندیشه، ریشه‌های جـهل و خرافه را هــدف می‌گیرد
نویسنده این وبلاگ خود را مدیون شهیدانی می‌داند کـه در روزهای عسرت و گــلولــه و خون مردانه جنگیدند و از حریت و استقلال و آزادی کـشور حـراست کـردند. از ایـن جـهت تـلاش دارد تا از تجـلیــل و نکــوداشت یـاد و حماسۀ آن‌ها نیز غفلت نورزد و هـر از گاهی با قـــلم صـداقت و مـهر، یاد و نام و خــاطرۀ شهامت و اخلاصشان را زینت‌افـزای صفحات این وبـلاگ کـند. باشد تا یادشان جاودانـه و راهشان ماندگار شود.
هــیـچ یــک از سیـاهــه‌ هــای ایـن وبــلاگ، کـپی‌پـیست نیست. امـــا کـپی بـــرداری از مــــطالب ایـن‌جــــا با ذکــــر مـنبــع و آدرس بــلامـانـع است...
پیشنهادها و نـقـدهــای منصفـانۀ دوستان و کاربـران عـزیز را پذیرایم،
از کامنت‌های چالشی و پرسشی عزیزان استقبال می‌کنم. ولی با عرض پوزش از پاسخ بـه کامنت‌هـای ناشناس معذورم. به کامنت‌های بدون آدرس هم در صورتی که آشنا نباشند پاسخ داده نخواهد شد.

بایگانی

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داعش» ثبت شده است

امروز به یک سردار سپاه که یک مسئول امنیتی هم با او بود گفتم:

برید خدا رو شکر کنید که لیدرهای کودتا یه‌مشت فراری مزدبگیر و پهلوی کلّاش و فاحشه‌های عیاش و چندتایی بازیگر و بازی‌خورده و یه‌عده خواننده و دخترکان اینستایی بودند!

وگرنه، حالاحالاها حریف این همه قمه‌کش‌ و تروریست‌ مسلح و داعشی‌های بی‌رحم نمی‌شدید.

 

 

 

+ به نظر من اگر آمریکا و اسرائیل، عَلَم براندازی را به جای پهلوی و چهره‌های بدسابقه، به دست یک آدم باسواد سیاسی یا فرهنگی یا اقتصادی خوش‌سابقه می‌داند، شاید الآن اوضاع جور دیگری بود!

 

++ بیچاره آمریکا و صهیونیست‌های احمق کارشون به‌جایی رسیده که مرآت یک‌لاقبا باید تئوری‌پردازشون باشه 😊

۴ نظر ۰۵ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۵۵
مرآت

کودتای ناموفق آمریکایی اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی که دی‌ماه امسال به اسم اعتراض شروع شد و به اغتشاش و آدم‌سوزی و آدم‌کشی و قتل و غارت و ویرانگی انجامید، از نظر شکل و فرم و سناریو و هدف با کودتای 28 مرداد 1332 هیچ تفاوتی نداشت. فقط اسم رمز کودتا، ابزار اطلاع رسانی، شیوۀ ترساندن و خام‌کردن مردم و ساعت سین برنامه شعبان بی‌مخ‌هایش فرق می‌کرد.

کودتای 404 البته یک تفاوت دیگر هم داشت. تفاوتش این بود، که عملیات کودتای سال 32 فقط در تهران نمود عینی داشت که با کمترین ویرانی در یک نصف‌روز به پایان رسید و پهلوی ترسو و فراری با حمایت اربابانش دوباره به تخت سلطنت باز گشت. اما این‌بار، عوامل کودتا چندروز پی‌ در پی به تهران و 300 شهر ایران حمله کردند تا پهلوی دیگری را بر گُردۀ مردم سوار کنند. اما هرچه زدند و کشتند و سوزاندند و ویران کردند و هرچه سران کودتا رجز خواندند و تهدید کردند، نه‌تنها مردم نترسیدند و حافظان امنیت عقب‌نشینی نکردند، بلکه با اتحاد و همدلی بیشتر پوزۀ لمپن‌ها و شعبان‌بی‌مخ‌ها و پیاده‌نظام کودتاچیان را به خالک مالیدند و لیدرهای اونها را هم گروه گروه از سوراخ مخفیگاهشان بیرون آوردند و به‌زنجیر کشیدند.

 

به نظرم داغ عمیقی که از این شکست مفتضحانه بر دل آمریکا و اسرائیل و تفالۀ پهلوی باقی ماند، از هر داغی سوزناک‌تر و کشنده‌تر است.

 

پ.ن:

  1. این‌بار، نقش لمپن‌های مفتخور و بی درد هم در حمایت از تروریست‌ها کاملاً مشخص بود. لمپن‌هایی مثل ساعدی‌نیا و امثال او که شعبان بی‌مخ‌های کم سن وسال را علیه مردم شوراندند و این همه خسارت را به ملت و کشور عزیزمون تحمیل کردند.
  2. مطالبۀ مردم مؤمن و وفادار به نظام این است که تا ریال آخر خسارت‌های مالی این چندروزه را باید از امثال ساعدی‌نیا و سایرعوامل کودتا بگیرند.

 

۵ نظر ۰۲ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۵۶
مرآت

 از لندن تماس گرفته بود.

با اضطراب و دست‌پاچگی پرسید: کجا هستین؟

گفتم: خونه‌مون هستیم.

گفت: حالتون خوبه؟

- آره خوبیم. شما چطورید خوبید!

- آره من خوبم. زنگ زدم ببینم کجایید؟

- ما دیروز رفته بودیم قم برای چهلم خواهرم، الآن هم نیم‌ساعتی است که رسیدیم خونه.

پرسید: درسته که میگن نظام سقوط کرده؟

گفتم: کدوم نظام؟

گفت: کشور رو میگم...

گفتم ما که سالمیم، کشور هم سرجاشه، آقا هم امروز با مردم قم دیدار داشت. الآن هم شبکه 2 داره حاشیه‌های برنامه دیدار را نشون می‌ده.

- واقعاً راست میگی؟

- آره ولاع.

بهش گفتم: حالا برای چی اینا رو می‌پرسی، مگه چیزی شده؟

دوباره پرسید: واقعاً اتفاقی نیفتاده؟ آقا سالمه، خودتون سالمید؟

گفتم عزیز من، باور کن ما همه سالمیم، داریم زندگی می‌کنیم. حالا میگی چی شده یا نه؟

گفت: این‌جا شایع شده که کردستان، ایلام، اصفهان، خراسان، قزوین و گیلان همه آزاد شدند و سلطنت طلب‌ها دارند سقوط رژیم ایران رو تبریک می‌گن. می‌گن رضا پهلوی هم قراره فردا سلطنت را اعلام کنه و مردم جشن بگیرند!!

- نه عزیزم! اصلاً این‌جور نیست!

- پس قصه چیه؟

بهش گفتم: یک سری داعشی و تروریست با یک‌سری آدم‌های وطن‌فروش اینستا زده، ریخته بودند خیابون، کلی آمبولانس و مغازه‌ و اتوبوس و بانک رو آتیش زدند، عده‌ای مردم عادی و مأمورین را کشتند، بعدهم همه‌شون زمینگیر و غافلگیر و دستگیر شدند!...

کمی آرام شد، اما قانع نشد...

به‌قول خودش، دلش طاقت نیاورد، همان شب با سه نفر دیگه (دایی، پسردایی‌ و یک دوست) تماس گرفت تا مطمئن بشه که نظام سر جاشه...

 

وطن بسوزد و من در خروش نباشم؟

خدا کند بمیرم و وطن‌فروش نباشم.

 

۱۰ نظر ۳۰ دی ۰۴ ، ۲۲:۰۴
مرآت

قبلاً اشاره کرده بودم که دربارۀ شناخت گروه‌های داعشی از کجا تغذیه می‌شوم. حالا هم تأکید می‌کنم که آن‌چه از اهداف تروریست‌های داعش و سایر گروه‌های معاند یا تجزیه طلب در قالب گزاره‌های تحلیلی می‌نویسم، حاصل یافته‌های شخصی خودم هست که از منابع خبری، تبلیغی و رسانه‌های حامی یا وابسته به آن‌ها گرفته‌ام.

لذا، این مطلب هم حاصل بررسی چندماهه همان منابع است که به صورت خلاصه جمع‌بندی و عرضه می‌شود.

***   ***   ***

هدف قطعی آمریکا و اسرائیل در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از اقدامات سخت و نرم برای براندازی و تیکه‌تیکه کردن جمهوری اسلامی ایران بوده و هست. در رسیدن به این هدف، ایجاد برانگیختگی، تشکیل گروه‌های آشوبگر، آموزش، مسلح‌کردن و بالاخره هدایت گروه‌های تروریستی به داخل کشور از برنامه‌های عملی این هدف تعریف شده است.

آمریکا با همین هدف، به‌ برخی لیدرها و سرکرده‌های گروه‌های معاند بویژه آن‌ها که رگه‌های تجزیه‌طلبی، ضدیت با نظام و مواضع رادیکالی در آن‌ها قوی‌تر است؛ یا حس قدرت‌طلبی بیشتری نسبت به بقیه دارند، وعده داده است که در حکومت آیندۀ ایران سهم خواهند داشت. براین اساس، به ‌همۀ گروه‌ها، متناسب ظرفیت یا قابلیتی که دارند، مأموریتی را محول کرده و از آن‌ها بهره‌کشی می‌کند.

اما گروه‌های تروریستی به دودسته تقسیم می‌شوند، دسته‌ای که در داخل کشور شکل می‌گیرند. دسته‌ای دیگر، از داخل ایران شناسایی و انتخاب می‌شوند، اما به خارج اعزام و در ترکیب گروه قرار می‌گیرند که بعضی از ملیت‌های خاص هم در بین آن‌ها دیده می‌شوند.

 گروه‌های مستقر در داخل قبل از انجام مأموریت‌های عملیاتی و نظامی، یک مأموریت نرم هم دارند.

برخی از وظایف نرم گروه‌های داخلی این‎‌هاست:

  • جوسازی علیه حکومت در بین مردم با استفاده از رسانه‌های مجازی.
  • دامن زدن به نارضایتی‌های اجتماعی برای ایجاد تنفر و ناامید سازی اقشارمختلف مردم درداخل کشور.
  • تخریب جایگاه رهبری در قالب شعارنویسی و فعالیت‎‌‌های رسانه‌ای هم‌راستا با شبکه‌های ماهواره‌ای اپوزیسیون.  
  • مخالف نشان دادن اکثریت مردم جامعه نسبت به نظام.
  • وعدۀ سقوط قریب‌الوقوع نظام ایران.
  • تحریک اقوام بلوچ، کرد، لر و ترک و ترکمن با این مضمون که نظام در تخصیص امکانات اقتصادی، سیاسی و علمی به  استان‌های فارس زبان توجه تبعض‌آمیز دارد.
  • پر رنگ کردن مطالبات قومی در استان‌های شرقی و غربی کشور،

دو مورد اخیر مخصوص شهروندان استان‌های مرزی شرق و غرب کشور است.

 

از وظایف گروههای تروریستی در بعد نظامی و عملیاتی:

  • جذب و سازماندهی هسته‌های آشوبگر (معروف به رزم شهری)
  • آماده‌سازی هسته‌های پشتیبان برای اسکان و نقل و انتقال شهری و بین شهری.
  • راستی‌آزمایی افراد جذب شده (با سپردن مأموریت‌هایی مثل سرقت خودرو، ترور و عملیات انتحاری)
  • آموزش نظامی به هسته‌های رزم شهری (استفاده از سلاح، نارنجک، جلیقه انتحاری، بمب‌های دستی و...)
  • انجام عملیات‌های ترور یا خرابکاری هدفمند.

اما در اغتشاشات دی‌ماه 404 سناریوی آمریکایی- صهیونی علیه ایران، در سه مرحله طراحی شده بود:

 

مرحلۀ اول:

  • نفوذ در تجمعات اعتراضی بازاریان.
  • تغییر رویکرد تدریجی تجمعات اعتراضی با شعارهای سیاسی و ساختارشکن.
  • تحریک پلیس و مأمورین امنیتی با حمله و سنگ پرانی.

مرحله دوم:

  • رادیکالی کردن اعتراضات و تجمعات و تحریک معترضین به رفتارهای خشن و ضدامنیتی. 
  • ورود هسته‌های جنگ شهری به اغتشاشات.  
  • آتش زدن بازار، مراکز مذهبی، ساختمان‌های از قبل شناسایی شده، بانک‌ها و مراکز درمانی و فروگاه‌های بزرگ
  • راه‌بندان شهری و جاده‌ای،
  • آتش زدن آمبولانس، خودروهای آتش‌نشانی، اتوبوس‌ها و خودروهای متفرقه،
  • کشتار مردم و مأمورین امنیتی.
  • تصرف یک یا چند محله در شهرهای بزرگ مثل تهران، اصفهان، مشهد و...
  • تصرف یک یا چند شهر کوچک ترجیحاً در استان‌های غربی یا شرقی کشور (به اسم آزادسازی)
  • انتشار خبر آزادسازی شهرهای آزاد شده در رسانه‌ها با این هدف که سایر گروه‌های تروریستی برای اقدام مشابه در شهرهای خود تحریک شوند.

مرحله سوم:

  • ورود هسته‌های قوی‌تر به اغتشاشات برای انجام عملیات‌های بزرگتر (شامل داعشی‌های حرفه‌ای و سایر گروههای مسلح غیر ایرانی)
  • تشدید اقدامات عملیاتی علیه اهداف نظامی و اقتصادی (مثل سدها، نیروگاه‌ها، گمرکات و پالایشگاه‌ها)
  • ارسال محموله‌های نظامی و تبلیغاتی به داخل کشور.
  • اعزام تیم‌های نظامی برای تجاوز به‌خاک کشور.
  • مطرح کردن رویکرد حمایتی ترامپ از ایران و ایجاد امیدواری کاذب دربین گروه‌های تجزیه طلب.
  • ایجاد جبهه متحد تحت عنوان «خلق‌های ایران» در قالب یک نهاد سیاسی و اجتماعی.
  • ورود مستقیم نیروهای خارجی با سلطۀ نظامی و کنترل اوضاع با تجزیه کشور.

 

سئوال:

  1. چه شد که طرح براندازی و تجزیه ایران به هدف خود نرسید؟
  2. آیا این ماجرا به پایان رسیده یا هنوز ادامه دارد؟

پاسخ سئوال اول: من فکر می‌کنم بخش زیادی از گروه‌های تروریستی بلافاصله بعد از ورود به کشور توسط نهادهای امنیتی شناسایی و دستگیر شدند. که اگر این باشد، واقعاً دم بر وبچه‌های امنیتی گرم که حتی فرصت جابجایی هم بهشون ندادند. بخش دیگر هم به احتمال زیاد در محل استقرارشان یا در پاسگاه‌های ایست و بازرسی جاده‌ها شناسایی و دستگیر شدند. که مورد دوم قبلاً هم مصداق زیادی داشته است. مورد دیگر این که با قطع اینترنت و مدیریت فضای مجازی، بسیاری از ارتباطات سرپل‌ها و فرماندهی اغتشاشات مختل و امکان هدایت تیم‌ها عملاً ناممکن مانده است. به همین دلیل طرح براندازی در مرحله دوم عملیات فعلاً عقیم مانده و به انجام نرسیده است.

پاسخ سئوال دوم: خیر، به نظر من طرح براندازی هنوز به صورت قطعی به پایان نرسیده و ممکن است حرکت‌های جدیدی (اعم از موفق یا ناموفق) از آن‌ها دیده شود. اما با توجه به عقیم ماندن طرح در مرحلۀ دوم، گروه‌های تروریستی وارداتی در هرجا که باشند به دلیل قطع ارتباط و ترس ناشی از ناکامی، بسیار ضعیف و ضربه‌پذیر شده‌‌اند که ان‌شاءالله و به احتمال زیاد شناسایی و دستگیر خواهند شد.

 

سه نکتۀ مهم:

  1. بنده از آمار دقیق گروه‌های تروریستی اطلاع موثقی ندارم. اما آماری که براساس نام گروه یا سرکردۀ گروه به‌دست آمده، بیش از 90 گروه‌ تروریستی برای حمله به ایران شناسایی شده‌اند.
  2. گروه‌های تروریستی برای رسیدن به هدف خود، هیچ حد و مرزی در صحنۀ عملیات ندارند، اعضای گروه‌ها اختیار کامل دارند که هرنوع جنایتی را مرتکب شوند. نه زن، نه کودک، نه بیمار، نه پزشک، نه مسجد، نه کلیسا و معبد، هیچ حرمتی نزد این‌ها ندارد. اصلاً در قاموس تروریست‌ها، رحم و مروت و انسانیت وجود ندارد.
  3. اگر عمر هریک از گروه‌های تروریستی را حداقل یک‌سال فرض کنیم و برای هر گروه به طور میانگین 50 نفر نیرو در نظر بگیریم، هزینۀ جذب، سازماندهی، آموزش، سلاح و تجهیزات، هزینۀ محل استقرار، به‌روز نگهداری و مزد ماهانه‌ این تعداد نیرو رقم بسیار سنگینی خواهد شد.

 

از این رو، با این هزینۀ هنگفت و سایر هزینه‌های پنهان که آمریکا و صهیونیست‌ها صرف اپوزیسیون داخل و خارج کشور کره‌اند، حالاحالا‌ها دست از تجاوز و حمله به ایران برنخواهند داشت و به هر قیمتی تروریست‌ها را علیه ما به‌کار خواهند گرفت. به همین دلیل، هم باید نهادهای امنیتی و نظامی کشور آماده و بهوش باشند که بحمدالله هستند. هم ما و هرکس که دل در گرو دین و وطن و عزت و استقلال ایرانی دارد، باید هوشیار و آماده در صحنه باقی بمانیم و مدافع حافظان امنیت باشیم.

باید دردهای درمان‌پذیر زندگی و بهانه‌ مشکلات و بهانۀ نابسامانی‌های اقتصادی و امثال این ها را موقتاً کنار بگذاریم و با درکی جامع‌ از اوضاع ضد امنیتی این روزها، آب به آسیاب دشمن نریزیم و آدم‌کش‌های اجیر شده را تطهیر نکنیم.

 

۴ نظر ۲۸ دی ۰۴ ، ۱۳:۳۳
مرآت

کلی با من حرف زد، دلیل برایم آورد، تاریخ خودساخته برایم خواند، از ناتوانی حکومت ایران گفت و از ناکارآمدی نظام آخوندی!

با ذوق و شوق تمام از آیندۀ درخشان ایران برایم گفت و از باران دلارهایی که قرار است بعد از سقوط نظام جمهوری اسلامی از آسمان ایران برای‌ مردم بیارد!

از پایان فقر و تنگدستی مردم گفت و از فضای گل وبلبلی که قرار است تا پایان همین هفته برکشور حاکم ‌شود...!

خلاصه آن‌قدر گفت و گفت که داشتم به‌هوس می‌افتادم حرفش را بپذیرم و تسلیمش شوم. اصلاً چیزی نمونده بود که درخت باورپذیری‌ام گل کند و در یک چرخش بزرگ تاریخی، از جمهوری اسلامی فاصله بگیرم و به جرگه یاران پیرکودک سلطنت بپیوندم!!

خلاصه همه شرایط فراهم بود برای یک تحول بزرگ سیاسی و اعتقادی در زندگی مرآت. چندنفری هم ایستاده بودند تا از لحظات بیعت ما فیلم و عکس فراوان بگیرند و در کسری از ثانیه به کل جهان مخابره کنند.

عده‌ای هم انتظار می‌کشیدند تا این تحول بزرگ را به جشن و پایکوبی برقصند و سیل تبریکاتشان را تقدیم حضورم بفرمایند و همه چیز به خیر و خوشی به پایان برسد! اما در دقیقه 90 بود که سکوت را شکستم و به جناب توهمی گفتم: من زندگی مرفه را دوست دارم، دست آسایش و آرامش را می‌بوسم، از گرانی بیزارم، از دولت‌های ناکارآمد هم خسته شدم. از مماشات قوه قضائیه با مفسدان اقتصادی به شدت ناراحتم، از رونق اقتصادی استقبال می‌کنم و برآستان هر نسیمی که از بوستان آزادی بوَزد، بوسه می‌زنم، اما...

اما چی؟

اما به دست‌نشانده‌های اسرائیل و آمریکا دست بیعت نمی‌دهم و پای سفرۀ خودفروختگان وطن فروش زانو نمی‌زنم!

آقای توهمی! این مردک ربع پهلوی که حتی یک صفحه متن فارسی را نمی‌تواند بدون غلط بخواند و نمی‌تواند حتی یک ربع ساعت بدون حمایت سرویس‌های بیگانه وجود داشته باشد، برای من به اندازه یک پشه هم نمی‌ارزد

نه عزیزم، وقتی این مردک بی‌عرضه و بی‌خاصیت درب یک بطری آب را نمی‌تواند باز کند، شرم‌‌آور است برای آدمی مثل من که سنگ حمایتش را به سینه بزنم!

آقای متوهم! همراهی با غارتگران و آدم‌کشان بی‌رحم راسته کار ما نیست. شما که برای رسیدن به حکومت این همه ویرانی و قتل و غارت و جنایت و وحشی‌گری را مرتکب می‌شوید، بعد از رسیدن به قدرت معلومه چه بلایی سر این ملت خواهید آورد!

برو این دام بر مرغ دگر نه

که عنقا را بلند است آشیانه.

۷ نظر ۲۱ دی ۰۴ ، ۲۳:۲۷
مرآت

گاهی وقت‌ها که پیج‌ها یا اعلامیه‌های مرتبط با تروریست‌های تکفیری را در رسانه‌های عربی رصد می‌کنم. از کنارهم چیدین آن‌ها تا حدودی اهداف و سیاست‌هایشان را حدس می‌زنم و گاهی هم می‌تونم از برنامه‌های گذشته و آیندۀ این گروه وحشی و درنده‌خو چیزهایی بفهمم.

اخیراً به این نتیجه رسیدم که بعد از جنگ 12 روزه، یک مأموریت جدید برای تروریست‌های تکفیری‌ داعش (انصارالمهاجرین، طالبان، خوارج، جیش‌العدل و...) تعریف کرده‌اند و دنبال این هستند که با هر حیله و ترفندی و باهر کیفیتی، یکی از شهرهای شرق کشور و اگر نشد یکی از روستاهای مرزی سیستان و بلوچستان را توسط آن‌ها به تصرف درآورند تا از آن‌جا به عنوان مقر فرماندهی استفاده کنند و عملیات جنگی در داخل خاک ایران را ادامه دهند...

مطلب دیگری که از طرح‌ها و برنامه‌های‌ آن‌ها استنباط می‌شود، این است که علاوه بر پیشروی زمینی و کشتار و غارت عمومی مردم. روی سلاح‌های مدرن و پهپاد‌های اسرائیلی هم برای حمله به سامانه‌های پدافندی و مراکز اقتصادی استان‌های شرقی کشور حساب باز کرده‌اند.

خلاصه مطلب:

وظیفۀ تروریست‌های تکفیری این است که یک روستا یا شهر را در شرق کشور به تصرف خود درآورند، بعد با ایجاد رعب و وحشت و ناامنی، مردم را وادار به تسلیم کنند و همزمان نیروی‌های فنی و پهپادی آمریکا و اسرائیل وارد عمل شوند و به اسم اون‌ها، بعضی مراکز نظامی- امنیتی یا پدافندی ما را در استانهای شرقی هدف قرار دهند. بعدهم جشن پیروزی بگیرند و به خیال خودشون حکومت داعش خراسان را فریاد بزنند. بعد هم بقیۀ مأموریت‌ها و مزدوری‌های همیشگی و نهایتاً سوریه‌سازی ایران...

این است معنی ایران آزاد و این است تاکتیک تروریست‌های تکفیری که بیگانگان برای ما تدارک دیده‌اند و گروههای برانداز خارج و داخل هرشب خوابش را می‌بینند.

این برداشت شخصی من بود از اخبار آزاد و بعضی خط ونشان‌های گروهای به اصطلاح تجزیه‌طلب در فضای رسانه. اما یقین دارم که نهادهای امنیتی و نظامی ما سیر تا پیاز این مزدوران اجیر شده را زیر نظر دارند و از اهداف وحشیانۀ آن‌ها باخبرند و با همکاری مرزنشینان غیرتی اجازه چنین اتفاقی را نخواهند داد.

فقط بیچاره اونهایی که در داخل کشور، به بهونه برخی مشکلات معیشتی وقوع چنین روزی را انتظار می‌کشند و سنگ حمایت از جنایتکاران را به سینه می‌زنند. اما نمی‌دانند که اگر چنین اتفاقی رخ بدهد، اولین کسانی که مورد تجاوز قرار می‌گیرند و قربانی خشونت‌ می‌شوند، خودشان و خانواده‌های خوش‌رنگ و لعابشان هستند...

خدا بر عزم و رزم نیروهای مسلح ارتش و سپاه، مرزبانان و مجاهدان خاموش میهن اسلامی ما بیفزاید و پیروزی بر حرامیان را روزی‌شان بفرماید.

۴ نظر ۲۱ شهریور ۰۴ ، ۲۱:۰۶
مرآت

نتانیاهوی جلاد که به کودک‌کشی و خباثت و جنایت معروفه، هر ازگاهی برای ملت ایران با ویدئو درس براندازی می‌دهد و برای ویران کردن زیرساخت‌های نفتی و هسته‌ای کشورمان روی همکاری و اشتیاق مردم ما حساب باز می‌کند؛ طبیعتاً از یک صهیونیست بی‌رحم و آدم‌کش چنین کاری بعید نیست چون از او توقع نیست که وظیفه‌ش را فراموش کند.

اما گستاخی‌ نتانیاهو حکایت از این دارد که ما و رسانه‌های ما متأسفانه در افشای ماهیت پلید این جانور خوب کار نکرده‌ایم و انگار نتوانستیم وحشیگری‌های ضد انسانی این جانی بالفطره را آن‌جور که باید برای مردم برملا کنیم.

شاید هم طمع‌ورزی نتانیاهو، به خاطر ذائقه سرخ و صورتی جریان بی ریشۀ زن زندکی آزادی است که منتظرند برای ورود داعشی‌های ریش قرمز چچنی فرش قرمز پهن ‌کنند! والله اعلم

...

۳ نظر ۲۶ آذر ۰۳ ، ۲۱:۱۴
مرآت

روز خاکسپاری

روی کفن فرزندش نوشت:

بهشت، جای مجرمان نیست.

بهشتٍ تو، قهقهۀ شیطان است،

افسوس از این پایان.

 

+ عاطفۀ مادری، شیعه و سنی نمی‌شناسد. تاجیک و سوری و عراقی هم نمی‌شناسد. اما انگار بعضی‌ مادرها استثناء هستند. می‌گفت فرزندش را به جرم ریختن خون بی‌گناهان دعا نخواهد کرد!!

 

۳ نظر ۱۱ مهر ۰۳ ، ۲۲:۳۲
مرآت

کسانی که مطالعات تاریخی دارند، می دانند که شرایط سیاسی کشور در خرداد ماه سال 1360 بسیار ملتهب، متشنج و حادثه خیز بود، به این صورت که از یک سو کشور در حال جنگ بود، از  سوی دیگر، عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا در 20 خرداد کام منافقین را بسیار تلخ کرده بود. جبهۀ ملی نیز بعنوان حامی سیاسی و رسانه ای بنی صدر با تمام قوا علیه لایحۀ قصاص در مجلس فراخوان داده بود  و قرار بود که ساعت 14 روز 25 خرداد در تهران و چند شهر دیگر تظاهرات بر پا کنند. از همه مهمتر این که طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور بنی صدر نیز در دستور کار مجلس قرار داشت و منافقین مطمئن بودند که بنی صدر به زودی از  مقام ریاست جمهوری نیز عزل خواهد شد. به همین دلیل عزمشان را جزم کرده بودند که بعد از تظاهرات جبهه ملی که آشوب و بلوا کشور را فرا می گیرد، حملۀ مسلحانه خود را به مراکز حساس و حیاتی کشور آغاز کنند و حمام خون راه بیندازند. به همین دلیل امام هوشمند انقلاب، ساعاتی قبل از تظاهرات غیر قانونی جبهه ملی، با یک سخنرانی پیشگیرانه تمام توطئه ها را خنثی کرد. امام در سخنرانی اش، دردمندانه با مردم حرف زد و از  مواضع خصمانۀ جبهه ملی و اهانتی که  به قرآن کرده بودند، ابراز تأسف می کرد. حالت ظاهری امام نشان می داد که سینه اش مالامال از درد است و قلبش از بیداد آدم های چندچهره جریحه دار است. امام می دید که منافقین، دفتر رئیس جمهور را به ستاد آشوب تبدیل کرده اند و برای روزهای آینده، جنگ خیابانی را تدارک دیده اند. امام می دید که صدای شیطان بزرگ از حلقوم جبهۀ ملی و دست شیطان بزرگ از آستین منافقین جلاد  بیرون آمده  که آشکارا  قرآن را هدف گرفته اند؛ به همین دلیل آن قدر بیان مطلب برایش سنگین بود که نتوانست جمله اش را به آخر برساند. به ناچار، با قلبی آزرده و با سینه ای لبریز از درد، وسط جمله، ذکر «ولا حول ولا قوة الا بالله» را بر زبان جاری کرد... و جمله را ناتمام گذاشت....

با این ذکر، صدای جماعت حاضر در حسینیۀ جماران به گریه بلند شد و در نتیجه، آن چنان جوش و خروشی در دل مردم ایجاد کرد که ظرف کمتر از دوساعت خیابان های تهران و استان های بزرگ مملو از کفن پوشان انقلاب شد... امام بعد از لحظاتی سکوت، مجدداً در مورد جبهۀ ملی و نهضت آزادی و منافقین، مطالبی را مطرح کرد و سخنانش را با همین مباحث به پایان برد.

اثر ذکر امام در آن روز آنی بود، یعنی بیش از دوساعت نگذشت که حرکت توفندۀ مردم شکل گرفت، یعنی قبل از این که تظاهرات جبهه ملی شروع شود، قبل از آن که سپاه و بسیج حرفی بزنند، قبل از آن که مسئولین نظام تدبیری بیندیشند و قبل از آنکه منافقین سر از لانه هایشان بیرون بیاورند؛ مردم به حول و قوۀ الهی به صحنه آمدند و با تمام وجود در مقابلشان ایستادند و مکرشان را به خودشان برگرداندند. در نتیجه، چند روز بعد، جبهۀ ملی و نهضت آزادی برای همیشه سپر انداختند، بنی صدر خائن و رجوی جلاد به مخفیگاه خزیدند و نیروهای منافقین سر در لانه هایشان فرو بردند تا در فرصتی مناسب به دام نیروهای امنیتی بیفتند و یا از کشور بگریزند و همین هم شد...

به قول جناب حافظ:

فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند

که التجا به در دولت شما آورد

و به قول جناب صائب:

گر از اوضاع دنیا دَرهمی صائب نظر وا کن

که بیداری بوَد لاحول، این خواب پریشان را

 

پ.ن: منظور من از مفهوم «لا حول ولا قوة الا بالله» در پست قبل، التجای عارفانۀ امام خمینی رحمت الله علیه بود که در این یادداشت به آن اشاره کردم. (اگر فایل صوتی یا فیلم سخنرانی امام را گوش کنید، حس بهتری به شما منتقل خواهد شد.)

 

۲ نظر ۲۰ آبان ۰۱ ، ۲۱:۲۴
مرآت

اعتراضات سیاسی سوریه در سال 89 یک موج سازمان یافته ای بود که نه جنبۀ اقتصادی داشت، نه اصالت فرهنگی داشت و نه ماهیت هنری و ورزشی! بلکه معترضان سوری از همان ابتدا، به اسم آزادی، تغییر حکومت را نشانه رفتند. بی آنکه بدانند به کجا می روند و بی آن که بفهمند عاقبت کارشان چه خواهد شد.

در اعتراضات سیاسی سوریه هر روز جماعت زیادی به معترضان اضافه می شد، شاید آخرین گروهی که به جمع معترضان سوری پیوستند، دانشجویان و دانش آموزان بودند که با شک و تردید تصمیم خود را گرفتند و حلقۀ مردمی آشوب ها را تکمیل کردند. اما هنوز چندروزی از تکمیل حلقۀ معترضان نگذشته بود که ناگهان دیدند 15 گروه تروریستی داعش زیر پایشان سبز شده است. آن هم با شبکۀ مدرن رسانه ای، با سیستم ترابری لجستیک نظامی و با تسلیحات پیشرفتۀ جنگی که تا آن موقع مشابه اش را هیچکس ندیده بود. به این ترتیب، معترضان سوری تا خواستند به خود بجنبند و همدیگر را پیدا کنند؛ دیدند که کار از کار گذشته و جنایتکاران داعش تا عمق اتاق خواب خانواده های سوری یورش برده اند و حتی جان و مال و ناموس آن ها را هم برای خود حلال کرده اند.

آری، پیش نیاز حضور داعش در سوریه، اعتراضات کورکورانه ای بود که با هدایت بیگانگان و بر پایه هیجانات سخیف مردم طراحی شده بود. بی آن که خود بدانند و بفهمند و درک کنند.

اما دستاورد اعتراضات سوریه:

اعتراضات نابخردانه سوریه حدود ۷ سال داعش را بر این کشور مسلط کرد و این اشغال 650 هزار نفر قربانی داشت. (یعنی بیش از دوبرابر شهدای ترور و جنگ تحمیلی ایران) حدود 7 میلیون و 600 هزار نفر بی خانمان و آواره شدند که از این تعداد 1700000 نفر به ترکیه، 1200000 نفر به لبنان، 625 هزار نفر به اردن و 245 هزار نفر به عراق پناهنده شدند! علاوه بر تلفات جانی و انسانی، خسارت های مالی و اقتصادی جنگ سوریه نیز بسیار مهم است که می شود گفت: مناطق تحت سلطۀ داعش به کلی ویران شده و از ذخایر نفتی سوریه نیز آنچه قابل استفاده بود بردند و آن چه را که باقی مانده بود، منهدم کردند.

 

پ.ن: با تمام این جنایت ها و با وجود حمایت های تمام عیار آمریکا، اسرائیل، عربستان، ترکیه، اردن و کشورهای اروپایی! و با وجود شخم زدن خاک سوریه و تاراج منافع نفتی آن کشور، نه سوریه فرو ریخت، نه بشار اسد از قدرت افتاد و نه جریان مقاومت از بین رفت. فقط روسیاهی به چهرۀ معترضان بی مغز باقی ماند و خون های به ناحق ریخته اش بر صفحۀ تاریخ ماندگار شد تا ان شاءالله درس عبرتی باشد برای آن ها که به بهانه آزادی، غیرتشان را و ناموسشان را و آغوششان را برای منفعت داعشی های جنایتکار به حراج می گذارند.

 

۲ نظر ۱۲ آبان ۰۱ ، ۱۴:۳۸
مرآت

 

پردۀ اول: چند وبلاگ رو می شناسم که مثل شورشی ها و دوشادوش آشوبگران، آتش بیار معرکه هستند و با خشونت کلامی، با دروغ های شاخدار، با توهین های رکیک، با شایعات تحریک آمیز، با مغلطه های ترحم برانگیز و حتی با داستان سرایی های صنفی و شغلی، رفتار آشوبگران خیابانی را موجّه جلوه می دهند و بالاخره ریشۀ هرچه اخلاق و امنیت و آرامش جامعه را می زنند. حالا یکی با الفاظ رقیق تر و یکی با نفرتی غلیظ تر!

پردۀ دوم: یکی از این ها خانم معلم است و مخالف حجاب. یکی خانم دکتر است و مروج بی دینی، یکی فروشندۀ کیف و کفش است، یکی هم کتابدار است در یکی از کتابخانه ها، دو نفر هم هستند که شناختی از وضع شغلی و صنفی آن ها ندارم.

پردۀ سوم: دوستی دارم که در حوزۀ فنی رسانه فعال است و به اقتضای شغلش با پلیس فتا همکاری دارد، سه شنبۀ قبل، در نشستی که با او داشتم می گفت آدرس وبلاگ ها را به فتا اعلام کنیم. بهش گفتم عجله نکن، به تدریج خودشون شرایط را می فهمند و حقیقت براشون روشن میشه.

پردۀ چهارم: امروز عصر رفتم سراغ یکی از همون وب ها که پست جدیدش را بخوانم. دیدم با لحن کاملاً معمولی فقط در باره سفر خانوادگی اش به ترکیه و هزینه هایش مطلب نوشته و هیچ اشاره ای به مسائل روز نکرده!! اما چیزی که برایم عجیب تر بود، این بود که دیدم همۀ پست های اعتراضی و تحریک آمیز روزهای گذشته رو از وبلاگش حذف کرده!!

+ دلیل حذف این پست ها رو نمی دونم، حدس خوش بینانه هم فعلاً  زود است در باره اش داشته باشم. اما یه حس خوبی به من دست داد! و حالا دارم فکر می کنم شاید حملۀ تروریستی چهارشنبه شب به حرم شاهچراغ شیراز، او را به بازنگری حوادث و بازسازی افکارش واداشته است. ان شاءالله چنین باشد.

پ.ن:  داغ شهدای شاهچراغ هنوز قلبم را می سوزاند، اما غصۀ آرتین 5 ساله بیشتر از بقیه قلبم را به درد می آورد...

 

۴ نظر ۰۶ آبان ۰۱ ، ۲۱:۲۳
مرآت