https://blog.ir/panel/a-ghannadian/template_edit/current

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

........... بسم الله الرحمن الرحیم ...........

این جــا کلبــۀ کـــلام و رشـحات قـلمی من است. روزنگاشتــه‌های این جــا نوعاً کوتاه و مختصـر است که گـهـــگاهی رنگ دیانت بـه خــــود می‌گــیرد، گــــاهی با بـوی سیاست عجـین می‌شود، گــاهی بـه مسائل تربیتی و رخــدادهای زنــدگی می‌پردازد، گــاهی با حس و حال خـانواده و سبک زندگیِ مؤمنانه می‌درخشـد و در پـاره‌ای اوقـات نیـز با الفـاظ شاعرانه به وادی ادب و هنر اصیل این مـرز و بوم ورود می‌کند...
یادداشت‌ هـای این وبـلاگ گــاهی با طعــم واژه‌هایی از جنس سپیده و سحر می‌آمیزد. گاهی با صبغــۀ فـرهـنگ و اخـلاق نگاشتــه می‌شود و گـــاهـی نیــز با تیـشۀ عـقـــل و اندیشه، ریشه‌های جـهل و خرافه را هــدف می‌گیرد
نویسنده این وبلاگ خود را مدیون شهیدانی می‌داند کـه در روزهای عسرت و گــلولــه و خون مردانه جنگیدند و از حریت و استقلال و آزادی کـشور حـراست کـردند. از ایـن جـهت تـلاش دارد تا از تجـلیــل و نکــوداشت یـاد و حماسۀ آن‌ها نیز غفلت نورزد و هـر از گاهی با قـــلم صـداقت و مـهر، یاد و نام و خــاطرۀ شهامت و اخلاصشان را زینت‌افـزای صفحات این وبـلاگ کـند. باشد تا یادشان جاودانـه و راهشان ماندگار شود.
هــیـچ یــک از سیـاهــه‌ هــای ایـن وبــلاگ، کـپی‌پـیست نیست. امـــا کـپی بـــرداری از مــــطالب ایـن‌جــــا با ذکــــر مـنبــع و آدرس بــلامـانـع است...
پیشنهادها و نـقـدهــای منصفـانۀ دوستان و کاربـران عـزیز را پذیرایم،
از کامنت‌های چالشی و پرسشی عزیزان استقبال می‌کنم. ولی با عرض پوزش از پاسخ بـه کامنت‌هـای ناشناس معذورم. به کامنت‌های بدون آدرس هم در صورتی که آشنا نباشند پاسخ داده نخواهد شد.

۱۵ مطلب در مهر ۱۴۰۳ ثبت شده است

سخن درست بگویم نمی‌توانم دید 

که مِی خورند حریفان و من نِظاره کنم

معطوف به  این و این هرماه به اندازه بضاعتم مقداری کمک مالی برای مردم مظلوم غزه و فلسطین تقدیم می‌کردم. اما اخیراً به این نتیجه رسیدم که حجم آسیب‌ها زیاد است و این مقدار کمک‌ چندان کارساز نیست. به همین دلیل کلی عذاب وجدان ‌گرفتم.

این که ما چرا در آرامش و سلامت باشیم و اونها هر روز زخم‌های زندگی‌شان بیشتر شود، چرا این قدر قطره‌ چکانی کمک می‌کنیم؟ چرا باید حزب الله و سید حسن نصرالله تمام قد پای کار باشند و من و امثال من نه؟ چرا امثال یحیی سنوار و افراد مقاومت، زیر بمباران‌های وحشتناک بدون غذا و دارو باشند و ما در ناز و نعمت باشیم؟ این‌ها سئوال‌هایی بود که وجدانم را آزار می‌داد و گاهی بدجور عذاب وجدان می‌گرفتم.

با خودم می‌گفتم مگر اسلام اونها با اسلام من فرق دارد؟ مگر خدای اونها با خدای من یکی نیست؟ مگر خون من از خون اونها رنگین‌تره؟ اگر به خاطر بی تفاوتی من و اگر به خاطر کم توجهی من خدای نکرده رژیم غاصب صهیونیستی پیروز بشه، اونوقت چه جور می‌تونم جواب خدا را بدهم؟ آیا می‌تونم در برابر قرآن و عترت پاسخگو باشم؟ آیا دلیل قانع کننده‌ای دارم؟ آیا می‌تونم در حضور پیامبر و ائمۀ معصومین بگم که مردم غزه سنی‌اند ومن شیعه‌ام؟ آیا امام زمان چنین عذری را از من می‌پذیرد؟ آیا واقعاً شیعه بودن من کافیست و می‌تونه منو از عقوبت الهی نجات بده؟ والله که نه!

خلاصه به این نتیجه رسیدم که اگر به اندازۀ یک اپسیلون کوتاهی کنم و کاری که از من و خانواده‌ام برمیاد انجامش ندهم و یا با تأخیر انجام بدهم؛ قطعاَ در قتل عام زنان و کودکان غزه، در گرسنگی‌شان، در زیر آوار موندشان، در جنایت وحشیانۀ صهیونیست‌ها و در بمباران‌های لبنان شریک جُرم خواهم بود.

به همین دلیل، بعد از فتوای رهبری و مراجع تقلید دربارۀ کمک به مردم لبنان و غزه، تصمیم گرفتم از تمام ظرفیت و اعتبارم در این راه استفاده کنم. همون موقع به یک تصمیم جدی رسیدم و اول از خودم و همسرم شروع کردم:

  1. حجم کمک‌های ماهانه‌ام را اضافه کردم. (تقریباً سه برابر قبل)
  2. خدارو شکر، بین بستگان، همکاران، همسایگان، دوستان و بعضی دانشجویان و دانش‌آموزان یه نموره اعتبار و مقبولیت دارم. با خودم گفتم بهتره از این آبرو و اعتبار که خدا عنایت کرده استفاده کنم. دونفری شروع کردیم به پیغام و پسغام و تشویق و ترغیب دوست و آشنا (تلفنی و حضوری) مسیر کمک‌ها را هم به سمت دفتر وجوهات نهاد رهبری سوق دادیم.
  3. همسربانوی محترم هم مقداری طلای قابل توجه هدیه کردند.

 

به این ترتیب، دیروز اولین کمک‌ها به دفتر وجوهات رهبر عزیزمون تحویل و برای صاحبانش رسید صادر شد.

  • سرویس طلا 78.84 گرم// سرویس طلا، 81.32 گرم// نیم ست 31.73 گرم// النگو 10.11 گرم// دستبند 12.09 گرم// زنجیر تک 8.12 گرم// پلاک 3عدد 7.06 گرم (جمعاً حدود 230 گرم اهدایی همسر محترم و همکاران) با ارزش بیش از یک میلیارد تومان
  • پول نقد ریالی 834400000 ریال
  • پول نقد دلاری 350 دلار.

 

+ پویش ما همچنان ادامه دارد، شما هم اگر براتون ممکنه، لطفاً دست به کار بشید و در جمع‌های فامیلی و دوستانه پویش راه بیندازید و منشأء اثر باشید.

++ دفاتر سایر مراجع هم کمک‌های مردمی را قبول می‌کنند. (هم حضوری و هم از طریق حساب بانکی)

+++ بادتون باشه که عنوان کمک‌ها باید تفکیک و مشخص بشه (مردم مظلوم غزه، شیعیان لبنان، حزب الله لبنان، مردم یمن، انصارالله یمن و...)

 

 

۴ نظر ۳۰ مهر ۰۳ ، ۲۱:۴۵
مرآت

من هنوز مسحور اویم، مسحور غیرت و پایمردی شهید سنوار!             

هنوز دارم به اثرات وجودی فرمانده همیشه در میدان فکر می‌کنم. یعنی سنوار!

 

                                   

                                                                   

همو که با اطمینان حرف می‌زد، با صلابت راه می‌رفت،‌ بی هراس می‌جنگید و با اندیشۀ امیرِ کلام می‌زیست.

همو که ابهت شیطان را فرو ریخت و هیچگاه از معرکه نگریخت، همو که تقدیرش را در دفتر سرنوشت با خون نوشت و  بی ادعا عهدش را با خدا به پایان برد و قهرمان مقاومت شد.

من مبهوتِ فراماندن اویم و گرفتار واماندن خود

۴ نظر ۲۹ مهر ۰۳ ، ۲۲:۳۵
مرآت

از لحظه‌ شهادت یحیی سنوار تا الآن حتی یک لحظه‌ نخوابیدم. با دیدن تصاویر ماندگار صحنۀ شهادتش، هزاربار زیر و رو شدم و کلی اشک ریختم.

همین امروز سه بار آمدم پای لب‌تاپ تا برایش چیزی بنویسم، اما آن‌قدر بغض گلوگیر داشتم که نشد از آن همه عظمتی که داشت یک کلمه بنویسم...

الآن هم آمدم فقط در برابر نبوغ رزمی و اراده و صبر مثال‌زدنی سنوار عزیز و مقاومت همرزمانشان خالصانه تعظیم کنم و بگم که از خودم و بی خاصیت بودنم برای آرمان قدس و فلسطین واقعاً خجالت می‌کشم.

 

خدا کند بیش از این شرمندۀ حماسۀ عزم و رزمشان نشوم و عنقریب راهی برای جبران شرمندگی‌ام گشوده شود.

۵ نظر ۲۷ مهر ۰۳ ، ۲۲:۱۶
مرآت

این روزها در حالی که وزیر امور خارجه ما دارد دیپلماسی منطقه‌ای را دنبال می‌کند، بعضی اصلاح‌طلبان خائن این اقدام را دیپلماسی دیرهنگام می‌نامند!!

 

به نظرم معنی حرفشون اینه که اولاً نباید جواب تجاوز صهیونیست‌ها رو می‌دادیم و ثانیا باید سریع می‌رفتیم خواهش و تمنا که بیایید باز هم ما را و مهمانان ما را ترور کنید!!

 

بعداً نوشت:

وقتی صهیونیست‌ها اعتراف می‌کنند که یحیی‌السنوار را در حال طراحی عملیات کنار همرزمانش کشته‌اند، نشان از این دارد که حماس همچنان در خط مقدم نبرد ایستاده و انگیزه‌ای جهادی‌تر از قبل دارد. 

۲ نظر ۲۶ مهر ۰۳ ، ۲۱:۵۹
مرآت

سید حسن آقا میری <=> سید حسین آقا میری

سید حسن خمینی <=> سید علی خمینی

صادق زیبا کلام <=> سعید زیبا کلام

مهدی نصیری <=> هادی نصیری

سیدمحمد... <=> سیدعلی...

و... و... و...

با نفر چهارم آن قدر رفاقت و علاقه داشتم که هر وقت می‌دیدمش کلی وقتمون به احوالپرسی و خوش و بش می‌گذشت. بعد هم که به گپ‌و‌گفت می‌نشستیم هر حرفی او می‌زد نیاز من بود و هرچی من می‌گفتم مورد قبول او بود. یعنی رفاقت و صمیمیت تا این حد.

اما حالا اگرچه هیچ رغبتی به دیدنش ندارم ولی گفتگو با او را لازم لازم می‌دانم،

به نظرم او هم همین حس را نسبت به من داشته باشد.

با این حساب شاید یه روزی همیدگر رو ببینیم. والله اعلم.

۳ نظر ۲۴ مهر ۰۳ ، ۲۳:۱۷
مرآت

می‌گفت: چرا در باره اقدام متهورانۀ کاپیتان چیزی نمیگی؟

گفتم دستش درد نکنه، ان‌شاءالله خدا ازش قبول کنه و ذخیرۀ قیامتش باشه.

گفت: معلومه غرور ملی‌ات نجنبیده و نمیخوای مثل بقیه کارش رو تحسین کنی!

گفتم: راستش را بخوای منم دوست دارم کار ایشون رو تحسین کنم و برایش به‌به و چه‌چه بنویسم. اما هنوز نتونستم از دیروز و دیروزترهایش فاصله بگیرم! :(

گفت: حالا با دیروز و دیروزترهایش چیکار داری. کار امروزش را بچسب که خیلی کارستان بود.

گفتم من حصّۀ کرامات امروزش را از قصۀ ترّهات دیروزش جدا نمی‌بینم. به همین دلیل از شیرینی گفتار کاذبانه به تلخی رفتار صادقانه پناه می‌برم و نمی‌خواهم با قهرمان‌سازی از ایشان داستان یک عمر شهامت و شهادت مردان مقاومت را حتی برای لحظه‌ای به محاق برانم...!

باید صبر کنم ببینم از این اعجاز فضایی چه خیرات و برکاتی بر ما نازل و چه درکاتی از ما زایل می‌شود. اونوقت فراخور بلوغ و نبوغش مجیزگویی خواهم کرد.

 

۲ نظر ۲۲ مهر ۰۳ ، ۲۲:۲۲
مرآت

امروز از دندان پزشکی بر می‌گشتم. جمعی از مردم در حوالی سفارت لبنان تجمع داشتند. یک آقا و خانم خبرنگار هم داشتند مصاحبه می‌گرفتند. خواستم صوتی نصویری چیزی بگم. اما دهانم بسته بود و نشد. رفتم جلوی میز دفتر یادبود که اونجا بود و یکی دوجمله به یادگار نوشتم:

بسم الله قاصم الجبارین.

با آغاز نصرالله،

عشق، خونین به میدان آمد

آمد تا اقامۀ نماز عصر را در «جمعۀ نصر» معنا کند.

آمد تا روایت کند وَ عَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا را

و بشارت دهد إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا را...

- ایستادن در برابر درنده‌خوهای جهان، جگر می‌خواهد و سید حسن نصرالله اسطورۀ راستین این میدان بود.

- با شهادت سید حسن نصرالله، میدان جهاد و مقاومت ما وسیع‌تر و صف اتحاد و ایمان‌ ما مستحکم‌تر خواهد شد.

- ای مجاهد کبیر، ای مرد خدا؛ ارزانی‌ات باد شهادت فی سبیل الله.

 

۰ نظر ۱۵ مهر ۰۳ ، ۲۱:۱۱
مرآت

یا صافیه الخَمر فی آنیة المولی

اُسکُر نفراً لدّا و السُکر بِنا اولی...

 

 

+ فردا نماز جمعه در مصلای تهران به امامت ولی امر مسلمین، فرمانده کل قوا حضرت آیت الله خامنه‌ای...

 

 

پ.ن: بیت از مولوی

۰ نظر ۱۲ مهر ۰۳ ، ۲۱:۴۳
مرآت

روز خاکسپاری

روی کفن فرزندش نوشت:

بهشت، جای مجرمان نیست.

بهشتٍ تو، قهقهۀ شیطان است،

افسوس از این پایان.

 

+ عاطفۀ مادری، شیعه و سنی نمی‌شناسد. تاجیک و سوری و عراقی هم نمی‌شناسد. اما انگار بعضی‌ مادرها استثناء هستند. می‌گفت فرزندش را به جرم ریختن خون بی‌گناهان دعا نخواهد کرد!!

 

۳ نظر ۱۱ مهر ۰۳ ، ۲۲:۳۲
مرآت

برای یگان موشکی، برای عزیزان سپاه و ارتش دلاور:

دمتون گرم،

رزمتون پایدار،

فریادتان بلند 

و اجرتون با خدا. 

 

الا ان نصرالله قریب.

# سید حسن نصرالله

۴ نظر ۱۰ مهر ۰۳ ، ۲۱:۱۵
مرآت

هیچ کس را گریز از مرگ نیست. فقط خدای حی قیوم است که باقیست.

اما چه بهتر که مرگ ما شهادت در راه خدا باشد و چه بهتر که به دست اشقی الاشقیاء زمان خود‌مون به شهادت برسیم.

***   ***   ***

برای شهادت سید مقاومت که عزیزتر از جانم دوستش داشتم. سوختم، گریستم، اما برایش خوشحالم که در دشوارترین و خطرناکترین منطقۀ جنگی دنیا چهل سال عاشقانه به جهاد ایستاد و با اخلاص و شجاعتی مثال زدنی پرچم مبارزه با صهیونیست‌ها را برافراشت و عاقبت با خلعت شهادت به ملاقات محبوبش شتافت...

در عوض برای خودم و امثال خودم بسیار ناراحت و نگرانم. نگران عقیده و ایمانم هستم. نگران باتلاق منیت‌ها و رقابت‌های سخیف دنیایی و نگران آزمون‌های سخت روزهای پر از نیرنگ و ظلم که سیاستمداران و حاکمان زر و زور و تزویر، فرهنگ غنودن در بستر مستی و بی‌هویتی را بر حفظ ارزش‌ها و کرامت انسانی ترجیح می‌دهند!

نگران آیندۀ سرنوشت سازی هستم که با سرعت دارد به سمت ما می‌آید. آینده‌ای که آشکارا هویت دینی و انسانی ما را نشانه رفته و ما را با آزمون‌های بسیار سنگین مواجه خواهد کرد و من نگرانم که در آن شرایط تقابلی، ایستادگی من و جامعه‌ام تا کجا خواهد بود؟

و نگران و ناراحتم از این که نمی‌دانم در آن تقابل تاریخی اسلام و استکبار که بر اساس قرائن و شواهد، عنقریب رقم خواهد خورد، با چه شرایطی مواجه خواهم شد و چگونه عقیده و ایمانم را می‌آزمایند و سرانجام در کجای ماجرا خواهم ایستاد.

از این رو، به سید بزرگوار مقاومت می‌بالم و به عاقبت زیبایش غبطه می‌خورم. شادم برای آن عزیز که از تمام تنگناها سربلند برآمد و سید مقاومت نام گرفت. هنیئاً له الجنه.

مبارزه با ظالم و حمایت از مظلوم راهیست که همیشه باقیست و بر عهدۀ ماست که سلاح را بر زمین نگذاریم و دست از مبارزه برنداریم. آزادی قدس و فلسطین آرمان امام ماست و ما بر سر آرمان‌های انقلاب خواهیم ایستاد. ان‌شاءالله...

خدا قبول کند بدرقۀ راه این شهید عزیز و تمام همرزمان شهیدش یک ختم کامل قرآن هدیه خواهم کرد...

 

+ امروز از ساعت 10 صبح تا الآن، در تدارک یک سری برنامه‌های خیابانی و پایگاهی بودم. با همین عذر، پاسخ کامنت‌های پست قبل به تأخیر افتاد.

۱ نظر ۰۷ مهر ۰۳ ، ۲۲:۱۲
مرآت

جناب آقای پزشکیان!

آن چه امروز در لبنان می‌گذرد، بخواهی یا نخواهی، نتیجه سخنان خنثای شما در نیویورک است. نتیجه نشان دادن چراغ سبز شما به آمریکا و وحشی‌های صهیون است.

آقای پزشکیان!

انفجار پی درپی بمب‌های هزارکیلویی در جنوب لبنان به خاطر آلوده بودن حرف‌های شما به ویروس سازش و تسلیم است!

آقای رئیس جمهور!

از خودتون بپرسید به استناد خطبۀ شقشقیه، ریاست اگر منجر به دفاع از مظلوم و دشمنی با ظالم نشود، چقدر می‌ارزد؟

 آقای پزشکیان!

با ضرس قاطع می‌گویم که شما و مشاوران وادادۀ شما در جنایت این روزهای صهیونیست‌ها سهیم هستید! باشد تا صبح دولتتان بدمد.

 

پ.ن:

داغ سنگین وقایع لبنان تحملش برایم بسیار سخت است و از این که نمی‌توانم کاری انجام دهم، بیشتر جگرم می‌سوزد. از ظهر تا الآن هرکار کردم که خودم را آرام کنم نشد که نشد. گفتم چند خطی بنویسم شاید آرام بگیرم.

خدایا، صبر ما را افزون و نصرت خود را بر رزمندگان مقاومت ارزانی بفرما.

۸ نظر ۰۶ مهر ۰۳ ، ۲۲:۳۲
مرآت

امروز بعد از نماز صبح، ترجیح دادم به جای پرسه‌زدن در کانال‌های خبری، برنامـــــه روزانه‌ام را جوری  بچینم تا عصر فرصتی ایجاد کنم. برای فاتحه خوانی و زیارت مزار شهدای‌ عزیز.

در همین حال، ناخودآگاه بیت اول این غزل سعدی چندبار به زبانم آمد.

اما هرچه فکر کردم، بیت‌های بعدی یادم نیامد.

این را به فال نیک گرفتم و به اصل غزل مراجعه کردم. دیدم چه‌قدر پند و موعظه درَش نهفته است برای ما

و دیدم مواعظ اخلاقی و معرفتی این غزل بیشتر از همه مناسب حال و هوای این روزهای جناب پزشکیان است. به همین دلیل لازم دیدم این غزل را بعنوان یک هدیۀ صبحگاهی تقدیم حضور ایشان کنم: :))

 

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر شهوت نفس، لذت نخوانی

هــزاران دَر از خَلق بر خود ببندی

گرَت باز باشـــد دری آسـمانی

سفرهای عِلوی کند مرغ جانت

گر از چنبر آز، بازَش پَرانی

و لیکن تو را صبر عنقا نباشد

که در دام شهوت به گنجشک مانی

ز صورت پرستیدنت می‌هراسم

که تا زنده‌ای ره به معنی ندانی

گر از باغ اُنست گیاهی برآید

گیاهت نماید گل بوستانی

دریغ آیدَت هر دوعالم خریدن

اگر قدر نقدی که داری بدانی

به ملکی دمی زین نشاید خریدن

که از دَور عمرت بشد رایگانی

همین حاصلت باشد از عمر باقی

اگر همچنینش به آخر رسانی

ببین بهتر از زندگانی به دستت

چه افتاد تا صرف شد زندگانی

چنان می‌روی ساکن و خواب در سر

که می‌ترسم از کاروان بازمانی

وصیت همین است جان برادر

که اوقات ضایع مکن تا توانی

صدف وار باید زبان دَرکشیدن

که وقتی که حاجت بوَد دُر چکانی

همه عمر تلخی کشیده‌ است سعدی

که نامش برآمد به شیرین زبانی

 

۱ نظر ۰۵ مهر ۰۳ ، ۱۴:۱۴
مرآت

الا انّ حزب الله هُم الغالبون

 

به نظر من تا حالا هیچ قوم و جماعتی حتی صهیونیست‌های وحشی نتونستن به اندازه جناب آقای پزشکیان حزب الله عزیز را تحقیر و تصغیر کنن.

 

+ شنیده بودم که بهترین حمله، بد دفاع کردن است. اما مصداقش را دیروز در سخنان آقای پزشکیان یافتم.

 

پ.ن:

  1. آقای محترم؛ خب حرف زدن بلد نیستی، حرف نزدن که بلدی؟! حرف نزن تا گاف ندی، حرف نزن تا به شرّش در نمونی!
  2. حزب الله قهرمان با این موضعگیری‌ها تحقیر و تصغیر نمی‌شود. اما شرمندگی‌اش برای ما می‌ماند.
  3. لطفاً مراقب مباشران و مشاوران فرنگی مأب خود باشید. چون ناف اون‌ها را با قیچی خودتحقیری بریده‌‌اند!

 

۲ نظر ۰۳ مهر ۰۳ ، ۲۰:۴۱
مرآت

این تحلیل را با توضیحات بیشتر امروز پیش یکی از کارشناسان که در مسائل اروپا صاحب نظر است ارائه دادم. نظراتم را پذیرفت و تحسینم کرد 😊😊

***   ***   ***

چکیده و خلاصه‌اش تقدیم شما:

از چهارماه قبل تا الآن در نظرسنجی‌های ملی آمریکا ترامپ پیشتاز انتخابات است و گفته‌اند که از شش ایالت آمریکا، پنج ایالت به نفع ترامپ رای می‌دهند. اما چرا باید اروپا از روی کار آمدن ترامپ وحشت داشته باشد؟ دلیلش ایناست:

اروپا هنوز زخم‌های مالی و اعتباری دوره اول ریاست جمهوری ترامپ را ترمیم نکرده است. اروپا هنوز دارد زیر تعهدات برجای مانده از دورۀ ترامپ دست و پا می‌زند، هنوز ضدیت ترامپ با اتحادیه اروپا و آلمان از یاد نرفته و هنوز نامردی خارج شدن ترامپ از معاهده آب و هوائی پاریس و خروج ترامپ از برجام فراموش نشده و هنوز بدرفتاری آشکار ترامپ در اجلاس‌های بین المللی و چند جانبه با تهدید خروج از ناتو ادامه دارد.

علاوه بر این، اروپائی‌ها از انتخاب مجدد ترامپ نگرانی‌های دیگری هم دارند. ازجمله:

  • خاتمه دادن به جنگ اوکراین ظرف مدت 24 ساعت.
  • احتمال خروج آمریکا از ناتو.
  • تشویق پوتین برای حمله به کشورهایی که حق عضویت خود را در ناتو پرداخت نکرده‌اند.

دلیل نگرانی‌های اخیر این است که اروپا بدون کمک ناتو و آمریکا قادر به حفظ امنیت خود نیست. بعلاوه، اروپایی‌ها احتمال می‌دهند که آمریکا به تعهدش در دفاع از اروپا پشت پا بزند و آن‌ها را تنها بگذارد.

اما به نظر من، تهدید ترامپ برای اروپا کمی فراتر از مسئله اوکراین و امنیت اروپاست. چرا؟ چون پیروزی ترامپ، از اساس استراتژی سیاستمداران اروپائی را در بسیاری از مسائل جهانی به چالش خواهد کشید. از جمله نگاه اروپا به چین، سهم اروپا از تجارت جهانی، مسائل آب و هوائی، تحولات غرب آسیا و جبهه مقاومت...

اما بدتر از همه، این است که اروپایی‌ها معتقدند که با آمدن ترامپ، ائتلاف بین المللی عوامگرایان (پوپولیست‏‌ها و راستگرایان افراطی) در سطح اروپا شکل می‌گیرد. به همین دلیل از منافع بالقوه ائتلاف پوپولیست‌ها با ترامپ وحشت دارند. چون بر این باورند که انتخاب مجدد ترامپ، راستگرایان افراطی در اروپا را تقویت و سیاست‌های عمومی اتحادیه اروپا را با مانع جدی روبرو می‌سازد...

 

پ.ن: اگرچه در عالم سیاست هیچ تحلیلی قطعی و حتمی‌الوقوع نیست. اما اگر بررسی اوضاع مبتنی بر اطلاعات دقیق و بر پایۀ شناخت از تحولات گذشته باشد، می‌تواند قابل اتکاء باشد.

۱ نظر ۰۱ مهر ۰۳ ، ۲۱:۲۶
مرآت