https://blog.ir/panel/a-ghannadian/template_edit/current

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت + دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگـاه فــکر و ذکـــر

........... بسم الله الرحمن الرحیم ...........

این جــا کلبــۀ کـــلام و رشـحات قـلمی من است. روزنگاشتــه‌های این جــا نوعاً کوتاه و مختصـر است که گـهـــگاهی رنگ دیانت بـه خــــود می‌گــیرد، گــــاهی با بـوی سیاست عجـین می‌شود، گــاهی بـه مسائل تربیتی و رخــدادهای زنــدگی می‌پردازد، گــاهی با حس و حال خـانواده و سبک زندگیِ مؤمنانه می‌درخشـد و در پـاره‌ای اوقـات نیـز با الفـاظ شاعرانه به وادی ادب و هنر اصیل این مـرز و بوم ورود می‌کند...
یادداشت‌ هـای این وبـلاگ گــاهی با طعــم واژه‌هایی از جنس سپیده و سحر می‌آمیزد. گاهی با صبغــۀ فـرهـنگ و اخـلاق نگاشتــه می‌شود و گـــاهـی نیــز با تیـشۀ عـقـــل و اندیشه، ریشه‌های جـهل و خرافه را هــدف می‌گیرد
نویسنده این وبلاگ خود را مدیون شهیدانی می‌داند کـه در روزهای عسرت و گــلولــه و خون مردانه جنگیدند و از حریت و استقلال و آزادی کـشور حـراست کـردند. از ایـن جـهت تـلاش دارد تا از تجـلیــل و نکــوداشت یـاد و حماسۀ آن‌ها نیز غفلت نورزد و هـر از گاهی با قـــلم صـداقت و مـهر، یاد و نام و خــاطرۀ شهامت و اخلاصشان را زینت‌افـزای صفحات این وبـلاگ کـند. باشد تا یادشان جاودانـه و راهشان ماندگار شود.
هــیـچ یــک از سیـاهــه‌ هــای ایـن وبــلاگ، کـپی‌پـیست نیست. امـــا کـپی بـــرداری از مــــطالب ایـن‌جــــا با ذکــــر مـنبــع و آدرس بــلامـانـع است...
پیشنهادها و نـقـدهــای منصفـانۀ دوستان و کاربـران عـزیز را پذیرایم،
از کامنت‌های چالشی و پرسشی عزیزان استقبال می‌کنم. ولی با عرض پوزش از پاسخ بـه کامنت‌هـای ناشناس معذورم. به کامنت‌های بدون آدرس هم در صورتی که آشنا نباشند پاسخ داده نخواهد شد.

بایگانی

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جنگ 12روزه» ثبت شده است

 از لندن تماس گرفته بود.

با اضطراب و دست‌پاچگی پرسید: کجا هستین؟

گفتم: خونه‌مون هستیم.

گفت: حالتون خوبه؟

- آره خوبیم. شما چطورید خوبید!

- آره من خوبم. زنگ زدم ببینم کجایید؟

- ما دیروز رفته بودیم قم برای چهلم خواهرم، الآن هم نیم‌ساعتی است که رسیدیم خونه.

پرسید: درسته که میگن نظام سقوط کرده؟

گفتم: کدوم نظام؟

گفت: کشور رو میگم...

گفتم ما که سالمیم، کشور هم سرجاشه، آقا هم امروز با مردم قم دیدار داشت. الآن هم شبکه 2 داره حاشیه‌های برنامه دیدار را نشون می‌ده.

- واقعاً راست میگی؟

- آره ولاع.

بهش گفتم: حالا برای چی اینا رو می‌پرسی، مگه چیزی شده؟

دوباره پرسید: واقعاً اتفاقی نیفتاده؟ آقا سالمه، خودتون سالمید؟

گفتم عزیز من، باور کن ما همه سالمیم، داریم زندگی می‌کنیم. حالا میگی چی شده یا نه؟

گفت: این‌جا شایع شده که کردستان، ایلام، اصفهان، خراسان، قزوین و گیلان همه آزاد شدند و سلطنت طلب‌ها دارند سقوط رژیم ایران رو تبریک می‌گن. می‌گن رضا پهلوی هم قراره فردا سلطنت را اعلام کنه و مردم جشن بگیرند!!

- نه عزیزم! اصلاً این‌جور نیست!

- پس قصه چیه؟

بهش گفتم: یک سری داعشی و تروریست با یک‌سری آدم‌های وطن‌فروش اینستا زده، ریخته بودند خیابون، کلی آمبولانس و مغازه‌ و اتوبوس و بانک رو آتیش زدند، عده‌ای مردم عادی و مأمورین را کشتند، بعدهم همه‌شون زمینگیر و غافلگیر و دستگیر شدند!...

کمی آرام شد، اما قانع نشد...

به‌قول خودش، دلش طاقت نیاورد، همان شب با سه نفر دیگه (دایی، پسردایی‌ و یک دوست) تماس گرفت تا مطمئن بشه که نظام سر جاشه...

 

وطن بسوزد و من در خروش نباشم؟

خدا کند بمیرم و وطن‌فروش نباشم.

 

۱۰ نظر ۳۰ دی ۰۴ ، ۲۲:۰۴
مرآت

قبلاً اشاره کرده بودم که دربارۀ شناخت گروه‌های داعشی از کجا تغذیه می‌شوم. حالا هم تأکید می‌کنم که آن‌چه از اهداف تروریست‌های داعش و سایر گروه‌های معاند یا تجزیه طلب در قالب گزاره‌های تحلیلی می‌نویسم، حاصل یافته‌های شخصی خودم هست که از منابع خبری، تبلیغی و رسانه‌های حامی یا وابسته به آن‌ها گرفته‌ام.

لذا، این مطلب هم حاصل بررسی چندماهه همان منابع است که به صورت خلاصه جمع‌بندی و عرضه می‌شود.

***   ***   ***

هدف قطعی آمریکا و اسرائیل در سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از اقدامات سخت و نرم برای براندازی و تیکه‌تیکه کردن جمهوری اسلامی ایران بوده و هست. در رسیدن به این هدف، ایجاد برانگیختگی، تشکیل گروه‌های آشوبگر، آموزش، مسلح‌کردن و بالاخره هدایت گروه‌های تروریستی به داخل کشور از برنامه‌های عملی این هدف تعریف شده است.

آمریکا با همین هدف، به‌ برخی لیدرها و سرکرده‌های گروه‌های معاند بویژه آن‌ها که رگه‌های تجزیه‌طلبی، ضدیت با نظام و مواضع رادیکالی در آن‌ها قوی‌تر است؛ یا حس قدرت‌طلبی بیشتری نسبت به بقیه دارند، وعده داده است که در حکومت آیندۀ ایران سهم خواهند داشت. براین اساس، به ‌همۀ گروه‌ها، متناسب ظرفیت یا قابلیتی که دارند، مأموریتی را محول کرده و از آن‌ها بهره‌کشی می‌کند.

اما گروه‌های تروریستی به دودسته تقسیم می‌شوند، دسته‌ای که در داخل کشور شکل می‌گیرند. دسته‌ای دیگر، از داخل ایران شناسایی و انتخاب می‌شوند، اما به خارج اعزام و در ترکیب گروه قرار می‌گیرند که بعضی از ملیت‌های خاص هم در بین آن‌ها دیده می‌شوند.

 گروه‌های مستقر در داخل قبل از انجام مأموریت‌های عملیاتی و نظامی، یک مأموریت نرم هم دارند.

برخی از وظایف نرم گروه‌های داخلی این‎‌هاست:

  • جوسازی علیه حکومت در بین مردم با استفاده از رسانه‌های مجازی.
  • دامن زدن به نارضایتی‌های اجتماعی برای ایجاد تنفر و ناامید سازی اقشارمختلف مردم درداخل کشور.
  • تخریب جایگاه رهبری در قالب شعارنویسی و فعالیت‎‌‌های رسانه‌ای هم‌راستا با شبکه‌های ماهواره‌ای اپوزیسیون.  
  • مخالف نشان دادن اکثریت مردم جامعه نسبت به نظام.
  • وعدۀ سقوط قریب‌الوقوع نظام ایران.
  • تحریک اقوام بلوچ، کرد، لر و ترک و ترکمن با این مضمون که نظام در تخصیص امکانات اقتصادی، سیاسی و علمی به  استان‌های فارس زبان توجه تبعض‌آمیز دارد.
  • پر رنگ کردن مطالبات قومی در استان‌های شرقی و غربی کشور،

دو مورد اخیر مخصوص شهروندان استان‌های مرزی شرق و غرب کشور است.

 

از وظایف گروههای تروریستی در بعد نظامی و عملیاتی:

  • جذب و سازماندهی هسته‌های آشوبگر (معروف به رزم شهری)
  • آماده‌سازی هسته‌های پشتیبان برای اسکان و نقل و انتقال شهری و بین شهری.
  • راستی‌آزمایی افراد جذب شده (با سپردن مأموریت‌هایی مثل سرقت خودرو، ترور و عملیات انتحاری)
  • آموزش نظامی به هسته‌های رزم شهری (استفاده از سلاح، نارنجک، جلیقه انتحاری، بمب‌های دستی و...)
  • انجام عملیات‌های ترور یا خرابکاری هدفمند.

اما در اغتشاشات دی‌ماه 404 سناریوی آمریکایی- صهیونی علیه ایران، در سه مرحله طراحی شده بود:

 

مرحلۀ اول:

  • نفوذ در تجمعات اعتراضی بازاریان.
  • تغییر رویکرد تدریجی تجمعات اعتراضی با شعارهای سیاسی و ساختارشکن.
  • تحریک پلیس و مأمورین امنیتی با حمله و سنگ پرانی.

مرحله دوم:

  • رادیکالی کردن اعتراضات و تجمعات و تحریک معترضین به رفتارهای خشن و ضدامنیتی. 
  • ورود هسته‌های جنگ شهری به اغتشاشات.  
  • آتش زدن بازار، مراکز مذهبی، ساختمان‌های از قبل شناسایی شده، بانک‌ها و مراکز درمانی و فروگاه‌های بزرگ
  • راه‌بندان شهری و جاده‌ای،
  • آتش زدن آمبولانس، خودروهای آتش‌نشانی، اتوبوس‌ها و خودروهای متفرقه،
  • کشتار مردم و مأمورین امنیتی.
  • تصرف یک یا چند محله در شهرهای بزرگ مثل تهران، اصفهان، مشهد و...
  • تصرف یک یا چند شهر کوچک ترجیحاً در استان‌های غربی یا شرقی کشور (به اسم آزادسازی)
  • انتشار خبر آزادسازی شهرهای آزاد شده در رسانه‌ها با این هدف که سایر گروه‌های تروریستی برای اقدام مشابه در شهرهای خود تحریک شوند.

مرحله سوم:

  • ورود هسته‌های قوی‌تر به اغتشاشات برای انجام عملیات‌های بزرگتر (شامل داعشی‌های حرفه‌ای و سایر گروههای مسلح غیر ایرانی)
  • تشدید اقدامات عملیاتی علیه اهداف نظامی و اقتصادی (مثل سدها، نیروگاه‌ها، گمرکات و پالایشگاه‌ها)
  • ارسال محموله‌های نظامی و تبلیغاتی به داخل کشور.
  • اعزام تیم‌های نظامی برای تجاوز به‌خاک کشور.
  • مطرح کردن رویکرد حمایتی ترامپ از ایران و ایجاد امیدواری کاذب دربین گروه‌های تجزیه طلب.
  • ایجاد جبهه متحد تحت عنوان «خلق‌های ایران» در قالب یک نهاد سیاسی و اجتماعی.
  • ورود مستقیم نیروهای خارجی با سلطۀ نظامی و کنترل اوضاع با تجزیه کشور.

 

سئوال:

  1. چه شد که طرح براندازی و تجزیه ایران به هدف خود نرسید؟
  2. آیا این ماجرا به پایان رسیده یا هنوز ادامه دارد؟

پاسخ سئوال اول: من فکر می‌کنم بخش زیادی از گروه‌های تروریستی بلافاصله بعد از ورود به کشور توسط نهادهای امنیتی شناسایی و دستگیر شدند. که اگر این باشد، واقعاً دم بر وبچه‌های امنیتی گرم که حتی فرصت جابجایی هم بهشون ندادند. بخش دیگر هم به احتمال زیاد در محل استقرارشان یا در پاسگاه‌های ایست و بازرسی جاده‌ها شناسایی و دستگیر شدند. که مورد دوم قبلاً هم مصداق زیادی داشته است. مورد دیگر این که با قطع اینترنت و مدیریت فضای مجازی، بسیاری از ارتباطات سرپل‌ها و فرماندهی اغتشاشات مختل و امکان هدایت تیم‌ها عملاً ناممکن مانده است. به همین دلیل طرح براندازی در مرحله دوم عملیات فعلاً عقیم مانده و به انجام نرسیده است.

پاسخ سئوال دوم: خیر، به نظر من طرح براندازی هنوز به صورت قطعی به پایان نرسیده و ممکن است حرکت‌های جدیدی (اعم از موفق یا ناموفق) از آن‌ها دیده شود. اما با توجه به عقیم ماندن طرح در مرحلۀ دوم، گروه‌های تروریستی وارداتی در هرجا که باشند به دلیل قطع ارتباط و ترس ناشی از ناکامی، بسیار ضعیف و ضربه‌پذیر شده‌‌اند که ان‌شاءالله و به احتمال زیاد شناسایی و دستگیر خواهند شد.

 

سه نکتۀ مهم:

  1. بنده از آمار دقیق گروه‌های تروریستی اطلاع موثقی ندارم. اما آماری که براساس نام گروه یا سرکردۀ گروه به‌دست آمده، بیش از 90 گروه‌ تروریستی برای حمله به ایران شناسایی شده‌اند.
  2. گروه‌های تروریستی برای رسیدن به هدف خود، هیچ حد و مرزی در صحنۀ عملیات ندارند، اعضای گروه‌ها اختیار کامل دارند که هرنوع جنایتی را مرتکب شوند. نه زن، نه کودک، نه بیمار، نه پزشک، نه مسجد، نه کلیسا و معبد، هیچ حرمتی نزد این‌ها ندارد. اصلاً در قاموس تروریست‌ها، رحم و مروت و انسانیت وجود ندارد.
  3. اگر عمر هریک از گروه‌های تروریستی را حداقل یک‌سال فرض کنیم و برای هر گروه به طور میانگین 50 نفر نیرو در نظر بگیریم، هزینۀ جذب، سازماندهی، آموزش، سلاح و تجهیزات، هزینۀ محل استقرار، به‌روز نگهداری و مزد ماهانه‌ این تعداد نیرو رقم بسیار سنگینی خواهد شد.

 

از این رو، با این هزینۀ هنگفت و سایر هزینه‌های پنهان که آمریکا و صهیونیست‌ها صرف اپوزیسیون داخل و خارج کشور کره‌اند، حالاحالا‌ها دست از تجاوز و حمله به ایران برنخواهند داشت و به هر قیمتی تروریست‌ها را علیه ما به‌کار خواهند گرفت. به همین دلیل، هم باید نهادهای امنیتی و نظامی کشور آماده و بهوش باشند که بحمدالله هستند. هم ما و هرکس که دل در گرو دین و وطن و عزت و استقلال ایرانی دارد، باید هوشیار و آماده در صحنه باقی بمانیم و مدافع حافظان امنیت باشیم.

باید دردهای درمان‌پذیر زندگی و بهانه‌ مشکلات و بهانۀ نابسامانی‌های اقتصادی و امثال این ها را موقتاً کنار بگذاریم و با درکی جامع‌ از اوضاع ضد امنیتی این روزها، آب به آسیاب دشمن نریزیم و آدم‌کش‌های اجیر شده را تطهیر نکنیم.

 

۴ نظر ۲۸ دی ۰۴ ، ۱۳:۳۳
مرآت

آمریکا و اسرائیل تلاش کردند که با بحران‌سازی‌ فراگیر و تحریک احساسات مردم، جمهوری اسلامی را با عدم مقبولیت سیاسی مواجه کنند. حتی همراه بحران‌سازی‌های سیاسی، با یک نمادسازی جنسیتی، پای زنان و دختران جوان را هم به‌عنوان بنزین اغتشاشات به میدان باز کردند.

آمریکا با این تصور که همبستگی ملی در ایران دچار از هم‌پاشیدگی شده، براین باور بود که وقوع شورش‌های خیابانی و تکرار اعتراضات خشونت‌بار در استان‌های کشور، مخصوصاً کرمانشاه، کردستان و خوزستان موجب قیام اهل سنت و طوایف مختلف سیستان و بلوچستان نیز خواهد شد و مآلاً تجزیه ایران را رقم خواهد زد.

اما انگار در این محاسبه سیاسی- نظامی، حسابی تیرش به سنگ خورده است. چون نه تنها در سیستان و بلوچستان اتفاقی نیفتاد، بلکه گروه‌های تجزیه‌طلب تروریستی از استان‌های پیشرو هم یا دستگیر شدند، یا گریختند و به مخفیگاهشان بازگشتند.

و حالا، آمریکا با تحریک نتانیاهو، می‌خواهد سناریوی دیگری را بیازماید.

 

+ وظیفۀ ما ایرانی‌های باغیرت است که مراقب روایت سازی، تحریف واقعیت‌ها، تهدید به آغازجنگ و برهم زدن آرامش و انسجام قومی کشورمون باشیم.

۴ نظر ۲۵ دی ۰۴ ، ۲۲:۵۴
مرآت

 

عصر پنجشنبه، بهشت زهرا.

داشتیم از مزار سرداران شهید به سمت قطعۀ هنرمندان می‌رفتیم. چندنفر دختر و پسر با لباس و پوشش کم‌حجاب و بی‌حجاب ایستاده بودند و از ما آدرس مزار شهید حاجی‌زاه را پرسیدند. هرسه نفرمون جا خوردیم. اصلاً به تیپ و قیافه‌شون نمی‌خورد که اهل این حرف‌ها باشند.

درحالی که داشتم راهنمایی‌شون می‌کردم، ته دلم یک لحظه نگران شدم که نکند این‌ها هدف خاصی دارند! اما ناخودآگاه و بی‌تأمل بهشون گفتم. ما بر می‌گردیم اونجا شما هم پشت سر ما بیایید. اون‌ها هم بدون تعارف قبول کردند.

در حین راه، دوستم گفت این چه کاری بود کردی؟ بهش گفتم هول شدم، یهویی شد، نمی‌دونستم چه‌کار باید می‌کردم. حالا هم چیزی نشده، می‌رویم دوباره خاک سردار را زیارت می‌کنیم و زود برمی‌گردیم. 😊

در نزدیک‌ترین جای ممکن پارک کردیم و با یک حالت احترام، مزار سردار را بهشون نشان دادیم.

اونها هم خیلی عادی و ریلکس و بدون تکلف پیاده شدند و رفتند سمت صندوق عقب ماشین.

بی‌تابی‌ام بیشتر شد و ته دلم داشتم خدا خدا می‌کردم که مبادا اتفاقی بیفتد.

صندوق ماشین‌ها را که باز کردند با صحنه‌ای مواجه شدم که همه معادلاتم بهم ریخت. دوتا دسته گل نسبتاً سنگین، کلمن‌ یخ با کلی بطری آب و لیوان یک‌بارمصرف، چهارتا دیس‌ تزیین‌شدۀ خرما، پنج تا جعبۀ بزرگ کیک یزدی و سه‌تا سبد بزرگ میوۀ تر وتازه‌ (از اون نوع میوه‌های مرغوب که توی خونۀ آدم‌هایی مثل ما یه‌دونه‌ش هم پیدا نمیشه) با کلی کارد و بشقاب پذیرایی آوردند بیرون.

این‌ها رو که دیدم، دیگه همه‌چی از یادم رفت و نگرانی‌ام کلاً برطرف شد. فقط مات و مبهوت بودم که این چه ماجرایی است و داستان از چه قرار است؟

داشتیم داخل ماشین جابجا می‌شدیم که حرکت کنیم و برگردیم قطعه هنرمندان اما یکی از آقایون صدا زد داداش!

فکر کردم می‌خواد میوه یا آب تعارفمون کنه. اما گفت می‌شه کمک کنید وسائل رو تا سر خاک ببریم؟ 😊

راستش کمی سختمون بود. چون هم وقت نداشتیم، هم از نظر تیپ و قیافه و شخصیت ظاهری همگون نبودیم. اما شرم کردیم که تنهاشون بگذاریم و اصلاً چاره‌ای هم جز این نداشتیم. گویا باید می‌ماندیم و می‌دیدیم که ورای ظاهر آدم‌ها چه باورهایی نهفته است که صدتا آدم مثل من و همکارانم از درک و فهمش عاجزیم.

بالاخره توی معذوریت شخصی قبول کردیم و رفتیم برای کمک...

سهم ما جعبه‌های کیک و سبدهای میوه و بطری‌های آب و کلمن‌ یخ بود که براشون بردیم و بقیه‌ را هم خودشون برداشتند.

آدم‌هایی مثل ما وقتی سر مزار شهدا می‌رویم اولین کار ما این است که بنشینیم و دست روی سنگ قبر بگذاریم و شروع ‌کنیم به فاتحه خوانی و قرآن و نهایتاً شعری و نوحه‌ای و امثال این‌ها... اما این گروه دختر و پسر که خیلی هم شوخ و شنگ و آزاد و رها بودند و مثل ما سر به‌زیر و اهل ملاحظه و مأخوذ به حیا نبودند، اولین ‌کارشان این بود که دونفرشون بی‌آن‌که حجاب بگذارند و مراقب پوشش و لباسشون باشند، بلافاصله دسته‌گل‌ها رو بردند گذاشتند روی قبر هردو شهید. بعدهم چندتا شمع بزرگ و چاق و چله بالای سر شهیدان عزیز روشن کردند و رفتند با بقیه دخترها و پسرها داخل جمعیت و شروع کردند به خیرات کیک و خرما و میوه... آب و شربت هم گذاشتند تاهرکس خواست خودش بردارد.

... اشاره کردم به دوستام که برگردیم. اما این دفعه اونها بودند که قبول نکردند. گفتند بمانیم ببینیم این دو آقاپسر و دخترهای بی‌حجاب قرار است چه‌کار کنند.

بهشون گفتم، اونچه ما باید می‌دیدیم، دیدیم. بیایید بریم که هضم این قصه با معیارهای من و شما ناشدنی‌ست.

به علامت خداحافظی دستی برای آقاپسرها تکان دادیم و حرکت کردیم سمت ماشین.

چندقدمی که دور شدیم، اون دخترخانم ریزه‌میزه‌شون دوید طرف ما با سه‌تا کیک و چندتا موز و خیار و هلو آورد برامون. ازش تشکر کردم و بهش گفتم:

دمتون گرم. خیلی با مرامید، نذرتون قبول.

*** *** ***

موقع برگشتن تا بیرون از بهشت زهرا وقت هر سه نفرمون به سکوت گذشت. انگار همه‌مون رفته بودیم تو فکر و داشتیم رمزگشایی می‌کردیم رابطه بین شهید حاجی زاده و این‌جور آدم‌ها را که به‌قول خودشون نه گورستانی تا حالا دیده بودند و نه بهشت زهرا را می‌شناختند. آدم‌هایی که از شهید و شهادت و دنیای مردگان و خیرات و فاتحه‌خوانی فقط صحنه‌های نمایشی در فیلم‌ها را دیده بودند. اما در واقعیت زندگی هیچ تجربه‌ای از آئین مربوط به اهل قبور نداشتند.

در بارۀ این ماجرا و وجاهت دینی، یا اصول انسانی و میهنی و حتی چرایی این داستان، قطعاً نظرات متفاوتی وجود داره و هرکس می‌تونه از زاویه عقیدۀ دینی و گرایش فکری‌ و سیاسی خودش در این باره نظرات متفاوتی داشته باشد. طبیعتاً بنده هم درمورد وجاهت این قبیل رفتارها ونحوه مواجهۀ با این قبیل پدیده‌ها حرفی برای گفتن دارم. اما این‌جا فقط یک مقایسه رفتاری دارم و معتقدم که صرفنظر از مبانی فقهی، همهٔ اصول انسانی بر کار این گروه مُهر تأیید می‌زند. چون هم منطبق بر معیارهای فرهنگی جامعه است، هم با مبانی حقوق اجتماعی قابل تحسین است و هم روحیهٔ سلحشوری را در جامعه تقویت می‌کند. حرف من این بود که به دوستانم گفتم:

ما و این‌ها هردو عِرق ملی داریم، وطنمون را دوست داریم، به اقتدار کشورمون اهمیت می‌دهیم. به فرهنگ ایثار و شهادت و دفاع از میهن احترام می‌گذاریم. هردو نسبت به سرداران شهید و حافظان امنیت و مدافعان کشورمون ارادت می‌ورزیم. فقط فرق ما این است که آداب رفتاری ما با هم متفاوت است. مثلاً ما حداکثر دست و دل بازیمون این است که در پاسداشت مقام شهید یک فاتحه می‌خونیم و نهایتاً یک شاخه گل معمولی روی قبر شهید می‌گذاریم. بعدهم انتظار داریم که خدا صد برابر و بلکه بیشتر به ما پاداش بدهد، اما این‌ دخترها و پسرها، شاید فاتحه بلد نباشند، شاید اعتقاد هم نداشته باشند، ولی برای ابراز ارادتشون به سرداران شهید و مدافعان وطن انصافاً مایه گذاشتند. ارزش ریالی خیرات اونها در این وانفسای قیمت‌ها بی‌تردید خیلی‌خیلی بیشتر از کارهایی است که ما برای شهدا انجام می‌دهیم. بی‌آن‌که به پاداش و نتیجه‌اش فکر کنند و بی آن‌که حتی یک عکس یا فیلم از کاری که کردند، بگیرند. حرف من آن‌جا به دوستانم فقط همین بود.

 

 

پ.ن: یک ماجرای واقعی بود بدون پیرایش و آرایش...

 

 

۴ نظر ۰۲ مهر ۰۴ ، ۲۱:۴۴
مرآت

در جلسه‌ای بودیم که معدودی از چهره‌های اصلاح‌طلب حاضر بودند و داشتند بیانیۀ اخیر اصلاح‌طلبان را نقد وبررسی می‌کردند. اکثراً مخاصمه با آمریکا و اسرائیل (رژیم صهیونی) را نهی می‌کردند و با گوشه و کنایه جمهوری اسلامی را بهانه‌جو و مقصر جلوه می‌دادند...

نوبت حرف‌زدن به‌من نرسید و فکر کنم مدیر جلسه نخواست به بعضی‌ها فرصت حرف‌زدن بدهد. به‌همین دلیل، چکیدۀ حرفم را در قالب چندسطر نوشتم و دادم به ایشان که از قضا خودش هم مدافع اون بیانیه مزخرف بود.

 

اگر مایلید بخوانید:

... شاید صلح، آن‌جور که شما می‌گویید یک واژۀ آسمانی و بهشتی باشد! اما یک ابهام شخصیتی در عملکرد جنابعالی و جناح سیاسی شما وجود دارد که عملاً واژۀ زیبای صلح را و مفهوم و مصداق این واژه آسمانی را در تناقضی آشکار به مسلخ می‌برد و صلح را قطعه‌قطعه می‌کند. بنابراین، کسانی اجازه دارند به ماهیتِ صلح لبخند بزنند که وجنات وجودی‌شان جاده‌ صاف‌کن جنگ نباشد، کسانی صلاحیت دارند در سایۀ صلح بیاسایند که اول از جنایتکاران جنگی بیزاری بجویند، بعد برای ملت نسخۀ صلح بپیچند. به عبارت دیگر، کسانی می‌توانند با صلح بیامیزند که بتوانند با ضد صلح درآویزند!

 

 

۴ نظر ۱۱ شهریور ۰۴ ، ۲۳:۱۰
مرآت

 

  1. عجالتاً آمدم بگویم که هستم. :)
  2. در این چندروز فرصت‌های خوبی داشتم، برای رفتن به هیئت، برای ملاقات مجروحین جنگ 12روزه، برای کمک به حادثه‌دیده‌ها، برای ریکاوری خودم (هم از نظر سلامتی و هم در بُعد انگیزشی) برای گپ وگفت با اون‌هایی که کنشگر و پژوهشگر و اهل نظر هستند و به اصطلاح محلی از اعراب دارند و بالاخره برای گفت و شنود با مردم عادی کوچه و خیابان باهدف انرژی گرفتن از روحیۀ ایمان و مقاومتشان. تا جایی که می‌شود گفت ظرفیتم را و باورم را حسابی نوسازی و بازسازی کردم و حالا آماده‌ هستم تا به هرحادثه‌ای از نوع جنگ و سخت‌تر از جنگ خوشامد بگویم. ان‌شاءالله.

 

 

۲ نظر ۱۹ تیر ۰۴ ، ۲۲:۰۸
مرآت

پوشش سوپرانقلابی‌گری برای القای شکست ایران.

برخی حساب‌های منافقین در فضای مجازی که در پوشش اکانت‌های سوپرانقلابی فعالیت می‌کنند، از شب آتش‌بس به این طرف فعالیت‌های خود را برای القای شکست ایران و پیروزی صهیونیست‌ها تشدید کرده‌اند.

اکانت‌های منافقین با این مطالب، اهداف خود را تعقیب می‌کنند:

  • «خون شهیدان پایمال شد!»
  • «عباس عراقچی و دولت این آتش بس را به نظام تحمیل کردند»
  • «توقف جنگ به معنای صلح تحمیلی است» 
  • و چند نمونه دیگر که گفتنش برام سخت و آزاردهنده است.

در واقع منافقین بیشترین تلاش خود را برای تاثیرگذاری بر احساسات و انگیزه‌های پاک انقلابیون معطوف کرده‌اند. چرا؟ چون همانطور که پیش‌بینی می‌شد، آمریکا و صهیونیست‌ها که به صورت یکطرفه جنگ را متوقف کردند، برای فرار از هزینه‌های پذیرش آشکار شکست، علاوه بر رسانه‌های خود به تریبون‌های فارسی‌شان در فضای مجازی نیز دل‌بسته‌اند. پس به‌هوش باشیم که در زمین منافقین بازی نکنیم.

 

+ یادمان باشد که مطابق آیه وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا. حرفی را که نسبت به آن علم و آگاهی نداریم نباید بزنیم وگرنه در برابر خدا مسئول خواهیم بود.

 

پ.ن: این مطلب را با توجه به آن‌چه خودم ساعت به ساعت در فضای رسانه‌ها رصد می‌کنم، نوشته‌ام و هدفم نه مبالغه است و نه تطهیر برخی از غفلت‌های احتمالی. مخاطب این یادداشت هم دوستان و همراهان عزیزی هستند که دل در گرو نظام بسته و آرزوی سربلندی و موفقیت کشور را دارند.

 

۷ نظر ۰۵ تیر ۰۴ ، ۱۸:۴۵
مرآت