با بعضی متخصصان جامعه شناسی و کارشناسان مسائل حوزوی جلساتی داشتیم برای مسئلهیابی در امور اجتماعی، برای بیان برخی مشکلات و نارساییهای دینی و برای بیان دردهای پنهان جامعه...
مباحثی که در این گفتگوها دنبال میکردیم عبارت بودند از:
- عوامل بروز نارضایتیهای اجتماعی
- چرایی روند کاهش سرمایۀ اجتماعی
- روندهای معیوب در مناسک دینی
- استفاده ابزارانگارانه از دین
- تغییر گروههای مرجع
- آسیبشناسی روحانیون و متولیان امور دینی
- بررسی عوامل دین ستیزی یا دینگریزی نسل نو
- آسیب شناسی نظام قانونگذاری در کشور
- مصادیق هزینههای غیر ضرور در ساختار اداری کشور
طبق معمول حرف و حدیث در هر مورد بسیار بود. اما من در موضوعات ردیف 3 ، 4 ، 6 ، 7 و 8 بیشتر از بقیه موضوعات حرف برای گفتن داشتم. حرفهای بسیار جدی، انتقادی و در عین حال جسورانه و بیپروا و البته گاهی تلخ و ناراحتکننده. جوری که یکی از دوستان حاضر در جلسه گفت: اگر خارج از جلسه این حرفها را بزنی، یقیناً مُهرِ تکفیر و ضدانقلاب بر پیشانیات میزنند.
اما اینکه مباحث این جلسه بعد از گردآوری و تدوین کجا میرود، چه کسانی میبینند و آیا منجر به تصمیمگیری میشود یا نه، واقعاً اطلاع دقیقی ندارم. فقط میدانم کسانی که در این جلسات حضور داشتند، همه بدون تعصب، بدون عناد و همه از سر درد و دلسوزی حرف زدند.
و حالا اگرچه برخی حرفها ونظرات این جمع مخصوصاً نظرات خودم مثل هندوانۀ ابوجهل تلخ و ناگوار است، اما چون از سر درد و صداقت است میتواند خاصیت تسکین و درمان هم داشته باشد. به همین دلیل دوست دارم به هر شکل ممکن این حرفها زبان به زبان و گوش به گوش به سمع و نظر تصمیمگیران دلسوز جامعه برسد.
البته برابر آن جملۀ حکیمانۀ معروف که «دروغ نباید گفت، اما هر راست را هم نشاید گفت» قصد ندارم به اسم شهامت و صداقت همۀ چیز را در این فضای بی در و پیکر مجازی بر ملا کنم تا خدای ناخواسته مورد سوء استفاده بدخواهان قرار گیرد. اما دوست دارم تا جایی که عقل و انصاف و مصلحت اجازه دهد، بعضی از این مباحث را (احتمالاً بعد از ماه رمضان) در قالب چند پست کوتاه یا بلند بنویسم.
فقط مطمئن نیستم که این کار موجب تنویر ذهن خواننده میشود یا موجب تشویش اعتقاداتشان خواهد شد. تا آن روز در این باره فکر خواهم کرد.
+ نظرات کاربران عزیز برایم مهم است. لطفاً دلسوزانه و مسئولانه نظر بدهید.