فتنۀ صد انجمن آشوبِ صد هنگامهایم
گر بهظاهر چون شراب کهنه خاموشیم ما
پ.ن: پیام محرمانه به اغتشاشگران داعشصفت...
فتنۀ صد انجمن آشوبِ صد هنگامهایم
گر بهظاهر چون شراب کهنه خاموشیم ما
پ.ن: پیام محرمانه به اغتشاشگران داعشصفت...
علیرضا جواهری! دوشنبۀ بعد از اغتشاشات اسم و فامیلش را در بین شهدا دیده بودم. تشییع جنازهاش هم رفته بودم. اما امروز مطمئن شدم که ایشان همان مرد دوست داشتنی من بوده که در اغتشاشات خونین جمعهشب به دست داعشیهای داخلی در محدودۀ تهرانپارس تهران قطعه قطعه شده بود.
روز تشییع جنازه شهدا هرچه گشتم عکسش را ندیدم. تماس هم هرچه میگرفتم، گوشیاش خاموش میزد، با خانوادهاش هم تماسی نداشتم و خلاصه امروز فهمیدم که خودش بوده و مشابه اسمی نبوده.
این شهید عزیز، تکنسین برق بود و شغل دولتی نداشت. بسیار سادهزیست و خوشفلب و مهربان بود. به همۀ مقدسات قسم میخورم که در سالهای زندگی آزارش به احدالناسی نرسیده بود. نه اهل ریا بود، نه مال کسی را خورده بود، نه مناقشهای با کسی داشت و نه حتی صدایش را به روی کسی بلند میکرد.
این نازنین شهید، آنقدر با شخصیت و دلسوز و کاردرست بود که دوستانش به راحتی روی سرش قسم میخوردند. گاهی وقتها از مال و آبرویش برای مشکلات دوست و همسایه و فامیل مایه میگذاشت. اما آنشب، تنها جرمش این بود که در خیابان حضور داشت تا شاید با نفوذ کلام و بیانش بتواند نوجوان فریبخوردهای را از دامن زدن به خشونت منصرف کند و او را از افتادن به دام تبهکاران بینالمللی نجات دهد... هنیئاً له الجنه. یادش گرامی و روحش قرین رحمت الهی باد..
امروز به یک سردار سپاه که یک مسئول امنیتی هم با او بود گفتم:
برید خدا رو شکر کنید که لیدرهای کودتا یهمشت فراری مزدبگیر و پهلوی کلّاش و فاحشههای عیاش و چندتایی بازیگر و بازیخورده و یهعده خواننده و دخترکان اینستایی بودند!
وگرنه، حالاحالاها حریف این همه قمهکش و تروریست مسلح و داعشیهای بیرحم نمیشدید.
+ به نظر من اگر آمریکا و اسرائیل، عَلَم براندازی را به جای پهلوی و چهرههای بدسابقه، به دست یک آدم باسواد سیاسی یا فرهنگی یا اقتصادی خوشسابقه میداند، شاید الآن اوضاع جور دیگری بود!
++ بیچاره آمریکا و صهیونیستهای احمق کارشون بهجایی رسیده که مرآت یکلاقبا باید تئوریپردازشون باشه 😊
کودتای ناموفق آمریکایی اسرائیلی علیه جمهوری اسلامی که دیماه امسال به اسم اعتراض شروع شد و به اغتشاش و آدمسوزی و آدمکشی و قتل و غارت و ویرانگی انجامید، از نظر شکل و فرم و سناریو و هدف با کودتای 28 مرداد 1332 هیچ تفاوتی نداشت. فقط اسم رمز کودتا، ابزار اطلاع رسانی، شیوۀ ترساندن و خامکردن مردم و ساعت سین برنامه شعبان بیمخهایش فرق میکرد.
کودتای 404 البته یک تفاوت دیگر هم داشت. تفاوتش این بود، که عملیات کودتای سال 32 فقط در تهران نمود عینی داشت که با کمترین ویرانی در یک نصفروز به پایان رسید و پهلوی ترسو و فراری با حمایت اربابانش دوباره به تخت سلطنت باز گشت. اما اینبار، عوامل کودتا چندروز پی در پی به تهران و 300 شهر ایران حمله کردند تا پهلوی دیگری را بر گُردۀ مردم سوار کنند. اما هرچه زدند و کشتند و سوزاندند و ویران کردند و هرچه سران کودتا رجز خواندند و تهدید کردند، نهتنها مردم نترسیدند و حافظان امنیت عقبنشینی نکردند، بلکه با اتحاد و همدلی بیشتر پوزۀ لمپنها و شعبانبیمخها و پیادهنظام کودتاچیان را به خالک مالیدند و لیدرهای اونها را هم گروه گروه از سوراخ مخفیگاهشان بیرون آوردند و بهزنجیر کشیدند.
به نظرم داغ عمیقی که از این شکست مفتضحانه بر دل آمریکا و اسرائیل و تفالۀ پهلوی باقی ماند، از هر داغی سوزناکتر و کشندهتر است.
پ.ن: