گذرگاه فکر و ذکـر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت <><> دری دیگر نمی‌داند ، رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگاه فکر و ذکـر

خدا را رحمی ای مُنعم که درویش سر کویت <><> دری دیگر نمی‌داند ، رهی دیگر نمی‌گیرد

گذرگاه فکر و ذکـر

........... بسم الله الرحمن الرحیم ............

اینجا کلبۀ کلام و رشحات قلمی من است.

روزنگاشته هـای اینـجا، نوعـاً کـوتاه و مختصـر خواهد بود که گهگاهی رنگ دیانت به خـود می گیرد، گـاهی با بـوی سیاست عجـین می شود، گــاهی بـه مسائل تربیتی و رخـدادهـای زندگـی می پردازد و در پـاره ای اوقـات نیـز با الفـاظ شاعرانه به وادی ادب و هنر اصیل این مرز و بوم ورود می کند.

یادداشت های این وبلاگ گاهی با طعم واژه هایی از جنس سپیده و سحر می آمیزد. گاهـی با صبغـۀ فـرهنگ و اخلاق نگاشته می شود و گـاهی نیـز با تیشۀ عقل و انـدیشه، ریشۀ جهل و خرافه را نشانه می رود.

نویسنده این وبلاگ خود را مدیون و مرهون شهیدانی می داند که در روزگـار عسرت و غربت، مردانه جنگیدند و از حریت و استقلال و آزادی کشور حراست کـردند. از این جـهت تلاش می کنم تا از تجلیل و نکوداشت یاد و حماسۀ آنها نیز غفلت نورزم و هـر از گاهی با قلم صداقت و مهر، یاد و نام و خــاطرۀ اخــلاص و شـهامت و رشــادت و غیــرتشان را زینت افزای صفحـات این وبــلاگ نمایـم. باشد تا یادشان جاودانه و راهشان ماندگار بماند.

هیچ یک از سیاهه های این وبلاگ، کـپی پـیست نیست. امــا کـپی بـرداری از مـطالب اینـجا با ذکـر منبع و آدرس بـلامانـع است...

از پیشنهادها و نقدهای منصفانه دوستان و کاربران عزیز استقبال میکنم. ولی با عرض پوزش از پاسخ به بعضی کامنت های ناشناس و بدون آدرس معذورم.

بایگانی

بِاَبی اَنتَ و اُمّی یا حسین

  • مرآت ..

 

 

قدم به راه اربعین. ان شاءالله 

جانم به فدایت یا اباعبدالله، ممنونم از نگاهت آقای بی کفن، ممنونم از نوکر نوازی ات ای کشتی نجات امت.

حسین جان، ای پسر فاطمه سلام الله علیها؛ همین قدر که لطف کردی و با تمام محدودیت های موجود و درماندگی و بی نوایی خودم، کار ویزا و بلیط سفر را ناباورانه برایم فراهم فرمودی تا بار دیگر جزو زائرانت باشم و به پابوسی ات قدم بگذارم، برایم افتخاری بزرگ و فرصتی مغتنم است. ان شاءالله توفیق داشته باشم با انفاس قدسیه و نگاه مهرورزانۀ خودتون، وظیفه نوکری و خدمتگزاری ام را به آستان مقدس و ملکوتی تان در حد بضاعت ناچیزم ادا کنم.

 

به لطف خدا، در زیارت ها و اربعین های قبلی به یاد همۀ دوستان و همراهان حقیقی و مجازی بودم و افتخار دارم که همیشه بیشتر از خودم، درد و تقاضا و حاجتمندی دوستان، آشنایان و سفارش کنندگان را در سینه داشتم...

البته بر اساس یک وظیفه دینی، دعای اصلی و همیشگی ما بچه شیعه ها، سلامتی و ظهور مولایمان حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف و نجات شیعیان مظلوم جهان، پیروزی مقاومت لبنان و یمن و بحرین و عراق و افغانستان... و تعالی مقام امام عزیز و شهدای گرانقدر و سلامتی مقام معظم رهبری است.

اما در کنار این دعای همیشگی، این بار هم ان شاءالله و به یاری حضرت حق، از طرف همۀ عزیزان، بستگان، آشنایان و همراهان مجازی و غیر مجازی نایب الزیاره هستم و به یادتون همه تون خواهم بود. به یاد دنبال کنندگان، به یاد دنبال شوندگان، به یاد خوانندگان این وبلاگ و وبلاگ های قبلی ام، به یاد کامنت گذاران، به یاد کنکوری ها، به یاد آقا پسرهای جوون، دخترخانم های دم بخت، عروس خانم های نازنین و آقا دامادهای گل، به یاد اونهایی که در آستانۀ رسیدن به مقام مادری هستند و قراره به زودی نوزاد ناز و دلنوازشون را در آغوش بگیرند، به یاد اجاره نشین ها، به یاد بیماران کرونایی و غیر کرونایی، به یاد مشتاقان زیارت ائمۀ طاهرین علیهم السلام، به یاد اونهایی که به قول خودشون جامانده اند. به یاد اونهایی که تلاش کردند بروند اما به خاطر شرایط خاص کشور و سهمیه بندی زائران یا به خاطر تنها بودن و یا به هر دلیل دیگری نتونستند عازم شوند، و خلاصه به یاد همه کسانی که به نوعی در ذهن و فکر من حضوری نیکو و خاطره انگیز دارند، خواهم بود. ان شاءالله الرحمن.

 

عذر تقصیر و طلب حلالیت و التماس عفو و بخشش و دعا دارم...

 

+ کامنت هاتون را می خوانم. اما شاید در این چند روز فرصت جواب دادن نداشته باشم...

 

  • مرآت ..

 

امروز، یکی از خانم های فامیل در استاتوس واتساپش با عرض ارادت خدمت محمد رضا شجریان، سالروز تولد او را با واژه های اغراق آمیز تبریک گفته بود و از او بعنوان خواننده و هنرمند محبوب به صورت عاشقانه تجلیل کرده بود.

 

برایش کامنت گذاشتم و نوشتم:

« آن روز که ما تصنیف های شجریان را گوش می کردیم، مسخره مان می کردید، به او ناسزا می گفتید و به صدایش تُف می انداختید. امیدوارم خدا تغییر رویکردتان رو پذیرا باشد و در قیامت شما را با شجریان محشور فرماید !! »

 

 

 

پ.ن: در هفتۀ دفاع مقدس، یاد و خاطر شهدای عزیز، جانبازان، ایثارگران به ویژه یاد و خاطر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس و امام شهیدان را گرامی میداریم.

 

  • مرآت ..

 

خدایا، به وادی غربتم بینداز تا تو را بیابم و در بیابان تنهایی رهایم کن تا خودت انیس و مونس و پناهم باشی

خدایا، غمخانۀ خلوت و ویرانه ای را می خواهم که گَرد نخوت و رخوتم را بریزد و فقر و فاقه ای را می جویم که نوای بینوایی ام را در پردۀ بی نیازی ات بنوازم.

 

******

 

دولت فقر خدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است.

+++

یَا صاحِبَ کُلِّ غَرِیبٍ، یَا مُونِسَ کُلِّ وَحِیدٍ، یَا مَلْجَأَ کُلِّ طَرِیدٍ، یَا مَأْوىٰ کُلِّ شَرِیدٍ..... یَا مُغْنِىَ الْبَائِسِ الْفَقِیرِ...

 

پ.ن:

  1. برگرفته از مفاهیم بلند دعای مشلول.
  2. بیت از جناب حافظ

 

  • مرآت ..

 

در نمازهای جماعت وقتی آقایون دیر وارد مسجد می شوند و می بینند که امام جماعت در رکوع است، با صدای بلند می گویند: یا الله یا الله و همین کلام باعث میشود که امام جماعت ذکر رکوع را طولانی کند تا اونها به رکعت از دست رفته برسند.

وقتی ده دوازده ساله بودم، در عالم بچگی همیشه فکر می کردم که این کار، خیلی خوب و بزرگانه است. به همین دلیل تصمیم گرفتم گاهگاهی من هم این کار رو انجام بدهم. اما برای اینکه تنها نباشم با دوستم آقا ابراهیم چند بار انتهای مسجد، خودمون رو سرگرم می کردیم تا وقتی که امام جماعت به آخر سوره می رسید، باشتاب وارد صف نماز می شدیم و مثل آدم بزرگا می گفتیم یا الله یا الله. طفلکی امام جماعت هم به خاطر ما رکوعش را طولانی می کرد... گاهی هم جوری رفتار می کردیم که رکوع امام جماعت طولانی تر شود :) خب طبیعتاً ما هم از این کار لذت می بردیم و برای خودمون احساس بزرگی می کردیم! :)

یادم هست بعد از چند شب که این کار را کردیم بابای من که معمولا در صف اول جماعت بود، صدای ما را می شنید و بالاخره یک بار به من تذکر داد و توجیهم کرد که این کار، کار قشنگی نیست و از من قول گرفت که دیگر این کار را نکنم و یادم داد که اگر دیر رسیدم، منتظر بمانم تا به رکعت بعدی امام جماعت اقتدا کنم...

الآن خودم به کسانی که دیر می رسند و امام جماعت بخاطر اونها رکوعش را طولانی می کند، شدیداً اعتراض دارم. البته این رسم کم کم دارد منسوخ می شود و می بینم که بحمدالله بعضی از ائمۀ جماعات حتی برای لحظه ای هم ذکر رکوعشان را به خاطر دیر رسیدن افراد طولانی نمی کنند و البته بعضی مأمومین هم یاد گرفته اند که به موقع در نماز حاضر شوند و اگر هم دیر برسند، منتظر می مانند تا با طمأنینه و بدون شتابزدگی در رکعت بعدی امام، نمازشون را اقتدا کنند...

 

پ.ن: به یاد مرحوم پدرم.

 

  • مرآت ..

 

بعضی دوستان به من تذکر دادند که زود به زود پست نگذارم و گفتند بیشتر از دو پست در هفته ننویسم. من هم بی آن که دلیلش را بپرسم قبول کردم و تصمیم گرفتم هرسه روز یا حداکثر چهار روز یک بار وبلاگ را به روز کنم...

 

+ پاسخ مثبت به پیشنهادهای راحت و بی هزینه خیلی دلچسب و گواراست. مخصوصاً برای آدمای تنبل! :)

 

++ پیشنهادهای راحت طلبانۀ شما را پذیرایم :)

 

 

پ.ن: همچنان در تلاش ویزا و بلیط هستم برای زیارت اربعین. شما هم همچنان دعا کنید تا کارم درست بشه...

  • مرآت ..

 

چند هفته ای است که تحوّلی عجیب و غریب در پیام های بازرگانی سیمای جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است... خدا رو شکر نمردیم و دیدیم بعد از چهل و دو سال از انقلاب اسلامی، در کنار پیام های سخیف و خفیفِ چیپس و پفک و آدامس و بستنی و دوغ و نوشابه و دلستر و پوشک و لواشک، در فاصلۀ بین سریال های شبکۀ سه، احکام فقهی مربوط به سنین نوجوانی، جوانی و بزرگسالی را هم به شیوۀ انیمیشن های جالب و جذاب تبلیغ می کنند و چگونگی انجام و فرجام احکام فقهی را با بیانی شیوا و گویا آموزش می دهند.

مطمئن نیستم هزینه های این پیام های ارزشمند معنوی را چه سازمان و نهادی تأمین می کند، اما می دانم که این برنامه با ابتکار گروه معارف شبکه سه انجام شده و در آیتم های تقریباً دو دقیقه ای روی آنتن می رود.

 

 

+ با وجودی که شخصاً در شیوۀ بیان احکام فقهی و آموزش مسائل اعتقادی بسیار سخت گیر هستم، اما قسمت هایی که تا الآن پخش شده را واقعاً پسندیدم. پیشنهاد می کنم شما هم چند قسمتی از این برنامه را ببینید و لذت ببرید.

 

 

پ.ن: امیدوارم بازپخش این انیمشن های ارزشمند را در شبکه های دیگر سیما هم شاهد باشیم.

 

  • مرآت ..

 

وای بر روزهای خالی از غیرت. وای بر دل های بی رشک! و اُف بر دیده های بی اشک! همان دل های سنگ و چشم های بی رمق که سال 61 هجری نظاره کردند روزگار قحطی عشق را و دیدند که بر خاکِ داغِ تألّم، غنچه های سرخِ تبسّم می رویید!

و امروز، حسرت و آه بر من که هنوز سایه های سردِ سکوتم در سرمای زمان می رویَد و تکثیر می شود و باز هم مأیوسانه مثل سالی که گذشت از قافلۀ زائران اربعین جا می ماند...

 

 

پ.ن: دعا کنید تسهیل ویزا و بلیط و اعزام برای من هم رقم بخورد.

  • مرآت ..

 

روزهایی که دخترکان فامیل و غیر فامیل برایش صف می کشیدند، اجازه میدان داری به خانواده اش نداد و زیر بار خیراندیشی پدر و مادرش نرفت، حالا که زخم جان سوز زمانه، دل و جانش را خراش داده و آهی در بساط ندارد؛ دائم نهیب می زند و ملامت می کند که چرا برای ازدواجش کاری نمی کنند. خدایا، این عاقلِ مکلفِ پا به سن گذاشته را دریاب و بابای دردکشیده اش را شرمنده مکن!!

 

 

پ.ن:

  1. بیاییم با تصمیمی عاقلانه به ازدواج های سالم و آسان بیندیشیم و سن ازدواج را بیهوده بالا نبریم...
  2. افزایش سن ازدواج آثار بسیار ناگواری دارد که نه برای دخترخانم های عزیز برازنده است و نه برای آقا پسرهای گل قابل تحمل...

 

  • مرآت ..

 

هر وقت حوصله ام لبریز از خشوع می شود،

گویی که صبح ظهورش قریب الوقوع می شود...

 

 

پ.ن: همنوایی با اینجا

  • مرآت ..

 

از زمان شیوع ویروس کرونا، بعضی جلوه های پرهزینۀ عروسی ها به محاق رفته است. امیدوارم که زایدات و بدعت های ازدواج برای همیشه به کما برود...

 

 

پ.ن: کرونا با همۀ تلخی هایش که ان شاءالله هرچه زودتر ریشه کن شود، برخی سنت های ایرانی اسلامی ما را دگرگون کرد، یعنی بعضی رسوم ناروا و پرهزینه را برانداخت و بعضی سنت های نیکو را از ما گرفت. ان شاءالله به خود آییم و خوبی های ناشی از کرونا را حفظ و بدی هایش را جبران کنیم...

 

  • مرآت ..