سلام علیکم
قبلاً شما رو ادم منصفی میدیدم و الان....
از بنده هم بزرگتر نیستید که بخوایم بهم بگین که من چیزهایی میدونم که شما نمیدونید.
شما سنت نمیرسه و قش علی هذا.
با همین دست فرمان، فردا به نهادرهبری و دفتر ایشان و دفتر حفظ و نشر هم ایراد گرفته و همه را متهم به فساد وولخرجی میکنید.
کج و معوج هم نبود. هر ادم سلیمی میفهمد درباره چه حرف میزنید.
شان شما نبود که ایت الله صدیقی را بیخاصیت ترین بنامید!
خوب گزک بدین دست دشمنان نظام.
افرین!
با همین فرمان پیش بروید، قشنگ زیرآب نهادهای حاکمیتی را خواهید زد و نظام جمهوری اسلامی را زیر سوال خواهید برد...
درباره درست وغلط بودن حرفتان، حرفی نمیزنم. اما جاش اینجا، توی فضای عمومی جامعه نبود.
هر راست نشاید گفت
خدای متعال آیتالله رئیسی رو بیامرزه که از همون اوایل جوانی، از همون سال ۵۸ اگر اشتباه نکنم، استخدام قوه قضائیه شد و حقوق بگیر...
این حرفها از سر درد بود، با کسی که حواسش نیست داره زاویه میگیره!
**********************
مطلب بالا، کامنت خصوصی یک خانم است که برای پست تلخ و گزنده (11) فرستاده است که بدون ویرایش منتشر کردم. فقط قسمتهای مورد نظر را برجسته کردم.
نوضیح:
در پستهای قبل چندتایی کامنت خصوصی چالشی داشتم که بعضیاش رو تا سه بار پاسخ دادم. اما این کامنت را دوبار خواندم. متأسفانه غیر از عصبانیت، هیچ منطق علمی و استدلال عقلی و شعور دینی و فهم سیاسی در این کامنت ندیدم. که بخواهم پاسخ بدهم.
فقط به قول مولوی میخواهم بگویم: آفتاب آمد دلیل آفتاب
یعنی این ادبیات و این بیمنطقی و این خودبزرگبینی، برونداد همان نهادی است که بنده در باره هزینههایش توی اون پست نوشته بودم.
یعنی بهجای این که مطلب را منطقی و عقلانی نقد کند، بهجای اینکه سند ارایه دهد؛ اول از هرچیز نسبت بیانصافی به بنده میدهد، بعدهم خودش را بزرگتر و بنده را کوچک میپندارد و در ادامه پیشداوری میکند، اتهام میزند، تحقیر میکند و خیلی رندانه و یواشکی زبان به نصیحت میگشاید... :)
ایشان بارها با همین سبک و سیاق برای من کامنت خصوصی فرستاده، اما دریغ از یک بار کامنت عمومی! چرا؟!
جناب ایشان را خیلی از بیانیها میشناسند. بنده هم نسبت به مذهبی بودن و حزباللهی بودن ایشان هیچ تردیدی ندارم. اما از اون حزباللهیهایی هستند که خودش را میزان حق و باطل میداند و دینداری و ایمان بقیه را فقط با تراوزی خودش قیاس میکند!!
شاید به خاطر همین ادبیات گفتاری و برخوردهای تحکمی و انگزدنهایش هست که تا حالا چند نفر از وبلاگیها را با تهمت و توهین آزردهخاطر کرده و از بیان فراری داده اما هنوز حریف من و یک آقای دیگر نشده است...
پ.ن:
نقد کردن و بیان کاستیها و نارساییها و ضعف عملکردها اگر دلسوزانه و مسئولانه باشد و اگر براساس غرض و مرض نباشد، هیچ آسیبی به دین اسلام و مذهب ما نخواهد زد...