متفاوت 2
حتماً در میزگردهای دانشجویی یا در کرسیهای آزاداندیشی و یا در جلسات پرسش و پاسخ و یا در گفتگوهای دونفره با اهالی فرهنگ و سیاست با این جملات آشنا شدهاید:
- تذکر بهجایی بود.
- سئوال سختی پرسیدید.
- اشارۀ خیلی جالبی داشتید.
- به موضوع مهمی اشاره کردید.
- مسئلۀ خیلی مهمی را مطرح فرمودید.
- نکتۀ بسیار ظریف و پیچیدهای را نشانه رفتید.
اما دو نکته در این باره:
- براساس تجربه چندین ساله عرض میکنم خدمتتون که این جملات اگرچه ظاهری تحسینبرانگیز دارند اما بیشتر وقتها کلیشهای و کاذب هستند و کاربرد غیر حقیقی دارند.
- اگر این جملهها را از یک عالم برجسته یا از یک چهرۀ شاخص و موجه و یا از یک استاد فرهیخته و کارآزموده شنیدید، بدانید که حرفتون یا سئوالتون واقعاً مهم است. اما اگر یک آدم غیر مشهور یا یک سخنران مبتدی و یا یک آدم خودعالمپندار به شما چنین جملهای گفت، مطمئن باشید که دروغ میگوید و غرض و مرض دارد.
بدیهیترین غرضها این است که:
- میخواهد شما را تشویق به گفتگو کند.
- میخواهد اصل بحث را به حاشیه بکشاند.
- میخواهد شما را باسوادتر از بقیه معرفی کند.
- میخواهد حس خودباوری کاذب را در شما برانگیزد.
- خودشیفته است و دوست دارد از موضع بالا حرف بزند.
- گرفتار هوای نفس شده و دارد به طرف مقابل دروغ میگوید.
غیر از مورد اول که در برخی مواقع موجّه و مقبول است و مورد دوم که یک تکنیک حرفهای محسوب میشود، موارد سوم تا پنجم به ترتیب ناپسند- مخرّب - و متکبرانه است و مورد آخر گاهی یک رذیله اخلاقی و گاهی هم یک وسوسهٔ شیطانی و خطرناک خواهد بود...
سلام
در خصوص شماره ۲:
چون گاهی هیچ سواد یا اطلاعات و تخصص درست و حسابیای اون فرد نداره، چنین واکنشی نشون میده، تا هم بحث رو به حاشیه ببره و هم با دادن تائید ضمنی و ایجاد حس برتری در فهم و ذکاوت در فرد سوال کننده، خلاء حاصل از پاسخ ندادنش رو پر کنه.
یعنی ۲ و ۳ و ۴ غالبا با همدیگه هستند و همین طور تا خصوصیت ۶ در آدمی نباشه، به جای اقرار به ندانستن، ادای افراد دارای فضل رو در نمیاره.