نام استکان برای ما فارسی زبانها خیلی آشناست. همهمون یک شناخت یکسان از آن داریم. کاربردش را هم خوب بلدیم و توی خونه و مدرسه و اداره ها حداقل یکی دو مدل از انواعش را داریم که تقریباً هر روز ازش استفاده میکنیم. حالا نه فقط توی خونه و محل کار، بلکه توی مسجدها وهیئتهامون هم یکی دونمونهش را به صورت حجیم داریم! 😊
<=><><=><><=> <=><><=><><=>
استکان اگرچه برای ما ایرانیها فقط وسیلهای برای چایخوردن است، اما خوب است بدونیم که این اسم، یک واژۀ قرآنی است و دوبار در قرآن تکرار شده که یکجا محبوب است و یکجا مذموم است!
و جالبه که بدونید خدای هستی یک پارادوکس دومنظوره از استکان را در ساحَت وجودی تمام انسانها تعبیه کرده و کاریَستِ مناسب آن را به اقتضای شرایط خاص برای تمام مسلمانها الزامی کرده است!
و جالبتر این که بدونید خدای متعال با همین استکانها جوهر صداقت و ایمان بندگانش را در دو صحنۀ متفاوتِ زیستِ مؤمنانه محک میزند!
یعنی چی؟!
یعنی این که: استکان، غیر از نوع چایخانهاش، یک واژۀ قرآنیست که یکجا سودمند است و یکجا زیانآور!
استکان، اونجایی که انسان را بالا میبرد پسندیده است و اونجایی که انسان را خوار و حقیر میکند، مذموم است!!
عجب پارادوکسی شد!
میشه سادهتر بگیم؟
بله، سادهترش این است که:
انسان مؤمن باید هر دو نوعش را داشته باشد:
- استکان بدون «ما»ی نافیه (تسلیم و تضرع) برای راز و نیاز با خدا و استعانتجویی از او در هنگام سختیها و بلاها لازم است و موجب کمال انسان میشود.
- استکان با «ما»ی نافیه (ضعیف نبودن و تسلیمنشدن) برای ایستادگی در جبهۀ حق و تسلیم نشدن در برابر ظلم ظالمان لازم است و موجب آزادگی و عزت انسان میشود.
این هم سند قرآنیاش:
وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَااسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ. (76 مؤمنون) «به عذاب گرفتارشان کردیم (تا بیدارشوند) اما آنها در برابر پروردگارشان نه فروتنى کردند و نه تضرع»
وَکَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَااسْتَکَانُوا وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ. (146 آلعمران) «چه بسا پیامبرانى که دینباوران همراه آنها به جنگ رفتند و در راه خدا هر چه به آنها رسید، سستى نکردند، ناتوان نشدند و سر فرود نیاوردند و خدا استقامت کنندگان را دوست دارد»
پ.ن: تقدیم به رزمندگان و شهدای جبهه مقاومت.